يا قدر مسلم اين است كه اگر قولًا گفت كه من مانعى از ازدواج ندارم ، قول او متبع است و تحقيق درباره او هيچ رجحانى ندارد ، بله اگر براى مرد شبههاى حاصل شود ، مىتواند با او ازدواج نكند و شايد اين ازدواج نكردن راجح باشد . و باز دلالت مىكند بر عدم لزوم تحقيق از ديگران . روايت ابان بن تغلب كه مىگويد احتمال مىدهم شوهر داشته باشد ، حضرت مىفرمايد « مصدقات على انفسهنّ » و روايت ميسره « 1 » كه مىگويد از زن مىپرسم شوهر دارى ، مىگويد ندارم . مىفرمايند : از او بپذير و لازم نيست كه تحقيق نمايى .
و روايتى كه شيخ مفيد در رساله متعه از حسن بن جرير و يا حريز - كه اختلاف بين نسخهها هست و ظاهرا حريز اشتباه است و در نسخه چاپى هم جرير دارد - قال :
سألت ابا عبد الله عليه السلام عن المرأة تُزنى عليها أ يتمتع بها ؟ قال : أ رأيت ذلك ؟ قلت : لا ، و لكنها ترمى به . قال : نعم تمتع بها ، على انك تغادر و تغلق بابك . « 2 »
« تُزنى » از باب افعال است ، أزناهُ اى حمله على الزنا « تُزنى عليها » يعنى ديگران را وادار مىكند كه با او زنا كند يا او را به اين عمل دعوت مىكند ، بالاخره حضرت در اين روايت هم مىفرمايد : صرف تهمت مانع نيست ، منتها درب را محكم ببند و قفل كن ، تا به او تجاوزى نشود . در مقابل اين رواياتى كه گذشت ، رواياتى هست كه دلالت بر لزوم تحقيق مىكند ، كما اينكه روايات ثالثى هم هست كه لزوم امساك از آنها استفاده مىشود .
ذكر روايات داله بر لزوم تحقيق
1 - على بن ابراهيم عن أبيه عن ابن ابى عمير رفعه عن عبد الله بن ابى يعفور عن ابى عبد الله عليه السلام قال : سألته عن المرأة و لا يدرى ما حالها أ يتزوجها الرجل متعه ؟ قال : يتعرض لها ،
هامش
( 1 ) - اين دو روايت در درس قبلى ذكر شد .
( 2 ) - جامع الاحاديث ، باب 5 از ابواب المتعه ، ح 11 به نقل از مستدرك الوسائل ، الباب 8 من ابواب المتعه ، الحديث 1 .