او و تحقق شك نسبت به ازدواج قبلى او ، بايد حرف او را پذيرفت و نمىتوان درخواست بينه بر عدم ازدواجش كرد ، در قبل از ازدواج با او هم همين طور است و بايد حرف او را تصديق نمود و بينهاى را طلب نكرد ، پس اين روايت دلالت مىكند بر عدم لزوم تحقيق در موارد متعة ، چه ترديد بعد از ازدواج با او باشد و چه قبل از ازدواج با او باشد .
2 - الشيخ المفيد فى رسالة المتعة عن جعفر بن محمد بن عبيد الله الاشعرى - ظاهرا در اينجا سقطى شده است و « عن أبيه » افتاده است ، در بحار « عن أبيه » را دارد و اين محمد بن عبد الله يا عبيد الله كه اختلاف نسخه است يك شخص است - قال : سألت ابا الحسن عليه السلام عن تزويج المتعه . . . تقريباً مثل روايت گذشته است « 1 » و البته ابو الحسن معاصر با اين شخص همان امام رضا عليه السلام است و اين دو روايت يك روايتاند با مختصر تفاوتى در عبارات ، كه از نقل به معنى حاصل شده است .
3 - محمد بن على بن الحسين باسناده عن يونس بن عبد الرحمن عن الرضا عليه السلام فى حديث قال : قلت له : المرأة تتزوج متعة فينقضى شرطها ، فتتزوج رجلا آخر قبل أن تنقضى عدتها ، قال :
و ما عليك انما اثم ذلك عليها . « 2 » از اين روايت هم استفاده مىشود كه ملاك در اين گونه امور حرف خود زن است .
4 - روايت عمر بن حنظلة قال قلت لأبي عبد الله عليه السلام : انى تزوّجت امرأة فسألت عنها فقيل فيها ، فقال : و انت لِمَ سألت ايضا ، ليس عليكم التفتيش . « 3 »
اين روايت هم كه آن را صحيح مىدانيم به طور كلى دلالت بر عدم لزوم تفتيش و اينكه شما چنين وظيفهاى نداريد ، مىكند . و به واسطه كليتش شامل قبل از ازدواج و بعد از ازدواج هر دو مىشود .
خلاصه از روايات متعدد استفاده مىشود كه اگر زنى خود را عرضه كرد و عملا و
هامش
( 1 ) - جامع الاحاديث ، باب 65 از ابواب التزويج و حكمه و فضله ، ح 6 .
( 2 ) - وسائل الشيعة ، الباب 10 من ابواب المتعة ، الحديث 2 ، ج 14 ، ص 456 .
( 3 ) - جامع الاحاديث ، باب 65 از ابواب التزويج و حكمه و فضله ، ح 2 .