تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5978

مساهمون:

ص٥٩٧٨
مىرسد كه احتمال دوم قوىتر است ، كه سؤال كرده و زن جواب داده كه من مانعى ندارم .

2 - روايت عمر بن حنظله

است كه به نظر ما صحيح است « قال : قلت لأبي عبد الله عليه السلام : انى تزوجت امرأة فسئلت عنها » درباره او از ديگران سؤال كردم « فقيل فيها » گفتند كه وضع او ناجور است « فقال و أنت لم سألت أيضا ، ليس عليكم التفتيش » « 1 » . كه ظاهر اين روايت اين است كه حتى قبل از ازدواج هم حق تفتيش نداريد نه اينكه عدم تفتيش اختصاصى به بعد از ازدواج داشته باشد ، آن طورى كه صاحب جواهر استظهار كرده است اختصاص نهى به بعد از ازدواج را . و لااقل اين است كه اگر مجموع روايات مورد نظر قرار بگيرد ، معلوم مىشود كه قبل از ازدواج هم تفتيش لازم نيست .

3 - صحيحه ميسّر

قال : قلت لأبي عبد الله عليه السلام : ألقى المرأة بالفلاة التى ليس فيها أحد فأقول لها ، لك زوج ؟ فتقول : لا ، فأتزوجها ؟ قال : نعم هى المصدقة على نفسها . البته اين روايت ربطى به عدم لزوم سؤال ندارد .

4 - روايت فضل مولى محمد بن راشد

عن أبى عبد الله عليه السلام قال : قلت : انى تزوجت امرأة متعة ، فوقع فى نفسى أن لها زوجا ، ففتّشت عن ذلك فوجدت لها زوجاً ، قال : و لم فتّشت ؟ « 2 » اين روايت بيش از تأييد از آن استفاده نمىشود كرد ، به اين بيان كه تفتيش اگر واجب شد وجوبش غيرى است نه نفسى به اين معنى كه اگر بدون تفتيش عقد كرد و مباشرت كرد و در واقع شوهر داشت ، عقاب الهى ثابت است . بدين لحاظ بعيد است كه قبل از ازدواج تفتيش واجب باشد و عقاب محتمل منجز شده باشد اما اگر خلاف كرد بعدا تفتيش واجب نباشد ، لذا از اينكه حضرت فرموده « لم فتشت » مىفهميم كه تفتيش از اول واجب نبوده است .
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، الباب 10 من ابواب المتعة ، الحديث 1 ، ج 14 ، ص 456 . ( 2 ) - وسائل الشيعة ، الباب 10 من ابواب المتعة ، الحديث 3 ، ج 14 ، ص 457 .