2 - ادامه بحث حكم ازدواج شخص با قابله يا دختر قابله خود
الف - تلخيصى از مفاد روايات
موضوع برخى از روايات خصوص قابله است ، ولى اكثر روايات مسأله موضوع آن قابله و دختر قابله هر دو است . در برخى از روايات تحليل آورده به اينكه قابله به منزله مادر مولود است . به حسب ظاهر برخى از روايات مسأله ، ازدواج شخص با قابله خود حرام است و مقتضاى تنزيل قابله منزلة الام نيز حرمت ازدواج است . لكن به حسب برخى روايات ديگر اين ازدواج حرام نيست . همچنين روايات از نظر اينكه مطلق ازدواج با قابله اعم از مربيه و غير آن ممنوع تحريمى يا تنزيهى است يا ازدواج با خصوص قابله مربيه ممنوع است مختلف است .
ب - وجوه جمع بين روايات
جمع اول : نهى در اين روايات محمول بر كراهت است
و كراهت اختصاص به قابله دارد و شامل دختر قابله نمىشود . اين جمع از لمعه شهيد اول استفاده مىشود . در توجيه اين جمع مىتوان گفت : شهيد اول در اسانيد بقيه روايات مناقشه كرده و تنها روايتى را پذيرفته است كه در مورد خود قابله حكم به منع كرده است . و جمعاً بين الادله چون دليل محكمى بر تحريم نبوده ، كراهت را اختيار كرده و در كراهت اقتصار بر خود قابله كرده است .
تسامح در ادله مكروهات نظير تسامح در ادله سنن و مستحبات ، مورد بحث است . اگر سند روايات مورد مناقشه شد با آن نمىتوانيم اثبات حرمت كنيم اما آيا مىتوانيم اثبات كراهت كنيم يا نه ؟ اين مطلب مورد بحث است و قول صحيح اين است كه با روايت ضعيف السند اثبات كراهت هم نمىشود كرد .
ممكن است ايشان مىخواهد بفرمايد كه با اين روايات اثبات كراهت در مورد دختر قابله نمىشود كرد و اقتصار بر قابله بايد نمود .
مناقشه وجه اول :
لكن طبق تحقيق در اين روايات ، روايات معتبرى هست و