اشخاص براى جلب منفعت خود اقداماتى مىكنند ، عادتاً هر كسى زودتر اقدام مىكند ، ديگرى كه از او عقب افتاده است ، اذيت مىشود ، آيا مىتوان گفت اين گونه اذيتها خلاف شرع است ؟ آن چه ما از ادله حرمت ايذاء مىفهميم اين است كه شخص با قطع نظر از رسيدن به نفع خودش بخواهد طرف مقابل را اذيت كند و در امور او كارشكنى نمايد ، اما دليل كلى بر حرمت ايذاء كه در مثل بحث ما قابل تطبيق باشد ، نداريم . لذا با اين بيان ، دليل چهارم هم ردّ مىشود و قول به حرمت خطبه دوم وجهى نخواهد داشت مگر در بعضى موارد استثنايى كه دشمنى و بغضاء و اين قبيل عناوين ثانويه در كار باشد .
6 - يادآورى دو نكته :
فقط دو نكته در اين بحث باقى مىماند :
نكته اول : اينكه بحث سابق در جايى بود كه به خطبه اول جواب مثبت داده باشند .
فرض دوم اين است كه جواب رد داده باشند كه در اينجا يقيناً خطبه دومى اشكالى ندارد .
فرض سوم هم اين است كه هنوز جواب ردّ يا قبول نداده باشند كه اين فرض ، حكم فرض اول را دارد چون دخول در سوْم مؤمن صدق مىكند هر چند از نظر صدق خلف وعده با هم فرق دارند .
نكته دوم : اين است كه خطبه دوم چه حرام باشد و چه مكروه ، چنانچه خاطب اول را رد كردند و براى خاطب دوم عقد صورت گرفت اين عقد محكوم به بطلان يا حرمت تكليفى نخواهد بود ، چون نهى به عقد تعلق نگرفته بلكه نهى به مقدمه خورده است و نهى از مقدمه مستلزم نهى از ذى المقدمه نيست . همچنين اگر خاطب اول ذمى باشد كه از ذميهاى خطبه كرده باشد در اينجا مسلمان مىتواند از ذميه خطبه كند ، چون دخول در سوْم اخيه المسلم صدق نمىكند . البته ازدواج مسلمان با ذميه على المشهور به نحو انقطاعى و به نظر ما و صاحب جواهر چه به نحو انقطاعى و چه به نحو دائم جايز است . « * و السلام * »