و لو بالتصريح باشد ، براى آنكه بعد از خروج از عده ، عقد كنند ، از اين روايت استفاده مىشود كه اشكالى ندارد « 1 » .
ولى ممكن است مراد از اين روايت معناى ديگرى باشد ، مواعده سرى منهى عنه كه مىگويد : موعدك بيت آل فلان و جايى را به عنوان محل ملاقات معرفى مىكند و مىگويد : بر من در تصميم به ازدواج سبقت پيدا نكن ، ممكن است معنايش همان تصريح به خواستگارى و لو براى بعد از عده باشد و همين تصريح مورد نهى باشد و اگر مقابل آن ، طلب الحلال را به كار بردند به قرينه مقابله معنايش اين است كه سخنى گفته نشود كه عنوان محرم بر آن منطبق شود . پس اگر از جمله قبل استفاده كرديم كه تصريح به تزويج و لو بعد از عده ، حرام است . طلب الحلال معنايش مىتواند اين باشد كه تصريح به خطبه - منهى عنه است - نباشد پس تعريض به خطبه مىتواند مصداق طلب الحلال واقع بشود .
روايت ششم : روايت عياشى است [ كه متن آن با روايت متقدم از عبد الله بن سنان كه در كافى نقل شده است « 2 » تقريباً يكى است تنها از نظر تقديم و تأخير عبارات فرق دارد ، از نظر سند هم روايت عياشى از عبد الله بن سنان عن أبيه است و در بسيارى از موارد عبد الله بن سنان روايات را به واسطه پدرش نقل مىكند ، لكن در نسخههاى چاپى كافى « عن أبيه » نيامده است و با توجه به روايت عياشى و احتمال اتحاد اين دو روايت به نظر مىرسد كه « عن أبيه » سقط شده يا در اصل سئل ابى أبا عبد الله عليه السلام بوده است چون به احتمال زياد مورد سؤال دو واقعه نبوده است . ]
عن عبد الله بن سنان عن أبيه قال سألت ابا عبد الله عليه السلام عن قول الله عزّ و جلّ
« وَ [ لكِنْ ] لا تُواعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلَّا أَنْ تَقُولُوا قَوْلًا مَعْرُوفاً »
قال : هو طلب الحلال و لا تعزموا عقدة النكاح حتى يبلغ الكتاب أجله أ ليس يقول الرجل للمرأة قبل ان تنقضى عدتها : موعدك بيت آل فلان ثم
هامش
( 1 ) - جواهر الكلام 30 / 123 - 121 .
( 2 ) - فروع الكافى 5 / 434 باب من قول الله عزّ و جلّوَ لكِنْ لا تُواعِدُوهُنَّ سِرًّا، حديث 2 .