الحلبى عن ابى عبد الله عليه السلام قال : سألته عن المرأة تلد من الزنا و لا يعلم بذلك احد الا وليها ، أ يصلح له ان يزوّجها و يسكت على ذلك ، اذا كان قد رأى منها توبة او معروفا ؟ فقال : ان لم يذكر ذلك لزوجها ثم علم بعد ذلك ، فشاء ان يأخذ صداقها من وليها بما دلّس عليه كان ذلك على وليها ، و كان الصداق الذي أخذت لها ، لا سبيل عليها فيه بما استحل من فرجها ، و ان شاء زوجها ان يمسكها فلا بأس . « 1 » كه بنابر صحت ابراهيم بن هاشم اين روايت هم صحيحه مىشود .
كلام مجلسى اول در روضة و اشكال آن
مجلسى اول در روضة المتقين عبارت « تلد من الزنا » را به معناى تولد خود زن از زنا گرفته است ، در حالى كه اگر اين معنا بود ، بايد « تولد من الزنا » و يا « ولدت من الزنا » مىگفت ، علاوه بر اينكه ، اينكه در ذيل روايت مىفرمايد « اذا كان قد راى منها توبة او معروفا » شاهد بر اين است كه خودش زناكار و گناهكار بوده است . همانطور كه از عبارت « و لها الصداق بما استحل من فرجها » كه در هر سه روايت آمده است ، معلوم مىشود كه موضوع سؤال ، زن مدخوله بوده است .
كلام كاشف اللثام در مقصود از « و ان شاء تركها »
ايشان مىگويد : دو احتمال در آن وجود دارد : يكى اينكه يعنى زن را رها كند و به اطلاعى كه پيدا كرده است ، ترتيب اثرى ندهد ، و اين معنا با « أن يمسكها » كه در روايت حلبى آمده است ، يكى مىشود . و دوم اينكه يعنى مىتواند كه با تفريق و يا فسخ ، از او جدا بشود ، و مقصود از جدا شدن در اين معنا ، جامع بين طلاق يا فسخ نيست ، بلكه خصوص فسخ مراد است ، چرا كه ، احتمال ممنوعيت طلاق دادن چنين زنى اصلا مطرح نبوده است ، تا اينكه براى دفع آن چنين عبارتى آورده بشود .
بيان صاحب جواهر در مراد از « و ان شاء تركها »
صاحب جواهر مىگويد كه مقصود همان ترك او به معناى « أن يمسكها » است كه
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، باب 6 ، از ابواب عيوب و تدليس ، حديث 1 .