دليل صاحب جامع الرواة بر اتحاد قمى ، اصفهانى و جوهرى اين است كه اين سه در راوى و مروى عنه مشترك مىباشند ولى همانطورى كه به نظر ما ، جوهرى ، غير از قمى و اصفهانى است و بزرگان درجهء اول نيز اين سه را متحد نمىدانستند علاوه بر اينكه در مورد جوهرى آمده است كه وى اصالتاً كوفى بوده و بعداً ساكن بغداد شده است . « 1 » در حالى كه چنين مطلبى دربارهء آن دو نفر ديگر نيامده است .
اما دربارهء اين گفتهء جامع الرواة كه « اين افراد در راوى و مروى عنه متحد هستند » مرحوم آقاى خوئى مىفرمايند اين اتحاد به نحو فى الجمله صحيح است . از سليمان بن داود المنقرى نقل مىكند و راوى از هر دوى آنها ابراهيم بن هاشم و على بن محمد القاسانى است ولى در مواردى راوى و مروى عنه آنها مختلف است آنگاه ايشان 19 نفر را كه جوهرى از آن نقل حديث كرده ذكر مىكند ولى اصفهانى ، از هيچكدام از آنها حديث و روايت نكرده است . « 2 »
البته در عبارت معجم الرجال كلمه « تسعة عشر 19 » آمده است كه شايد سهو در چاپ باشد زيرا با مراجعه به تعدادى كه خود آقاى خوئى ذكر نمودهاند معلوم مىشود كه صحيح « ستة عشر 16 » است .
به نظر ما اولًا تعداد بيش از 16 نفرى است كه آقاى خوئى فرمودهاند تعداد افرادى كه جوهرى از آنها نقل حديث كرده ولى اصفهانى روايت حديث ننموده 22 نفر است . و ثانياً : اتحاد در راوى و مروى عنه حتى بنحو فى الجملة نيز درست نيست و جوهرى با اصفهانى در هيچيك از راوى و مروى عنه اتحاد ندارند و آن موردى كه آقاى خوئى ذكر كردهاند نيز تمام نيست . ثالثاً « كاسولا » ثقه نيست و نجاشى در حق او گفته است : « لم يكن بالمرضى » ولى آيا جوهرى ثقه است يا نه ؟
بحثى است كه ذيلًا به آن اشاره مىكنيم .
هامش
( 1 ) - جامع الرواة 2 / 20 .
( 2 ) - معجم رجال الحديث 14 / 51 - 53 .