از اينها زوجه او هستند .
از همان وقتى كه مرد مسلمان شد زنان ديگر از زوجيت او خارج هستند و لو همه مسلمان شوند ولى فرض اين است كه تعداد زنان از حدّ نصاب بيشتر است . در مقام ثبوت تعدادى كه از حدّ نصاب بيشترند مثلًا از چهار زن بيشترند و عند الله معين هستند از هنگام اسلام مرد از زوجيت او خارج شدهاند نه اينكه تا وقت وفات همسر او باشند و اين كاشف است از اينكه از اول خارج شدند بنابراين أبعد الاجلين از عده وفات و عده انفساخ از اول اسلام مرد بايد حساب شود چون محتمل است كه اينها خارج شده باشند . و اين مطلب صاحب جواهر مطلب درستى است .
حكم نفقه
مسأله 9 : « اذا أسلم و أسلمن لزمه نفقة الجميع حتى يختار أربعاً فتسقط نفقة البواقى لانهن فى حكم الزوجات و كذا لو أسلمن او بعضهن و هو على كفره و لو لم يدفع النفقة كان لهن المطالبة بها عن الحاضر و الماضى سواء أسلم أو بقى على الكفر « 1 » » .
مرحوم محقق مىفرمايد : اگر مرد و همه زنها مسلمان شدند كه بايد چهار زن اختيار كند و يا در موردى كه عدد از حدّ نصاب بيشتر نيست ولى يك طرف فقط مسلمان شده بايد عده نگه دارد و در مدت عده اگر مسلمان شد عقد به قوت خود باقى است و گرنه زوجيت باطل مىشود .
حال در اين مدتى كه هنوز اختيار نكرده و تعداد زنها از نصاب بيشتر است يا در مدتى كه هنوز عده تمام نشده است وظيفه مرد است كه نفقه اين زنهايى كه تكليفشان روشن نيست را بدهد و اگر نفقه نداد زن مىتواند نفقه گذشته و حال را مطالبه كند چون نفقه زوجه مانند نفقه أقارب ديگر نيست ، چون نفقه آنها حكم تكليفى محض است و اگر خلاف اين قانون عمل كرد يا فراموش كرد يا نتوانست نفقه بپردازد ذمه او مشغول نيست كه نفقات گذشته را مانند ساير ديون بپردازد ولى
هامش
( 1 ) - جواهر الكلام 30 / 87 .