به بيان ديگر ، هر كدام از اين زنها نمىداند مبدأ عده او ، اسلام زوج بوده است ( در صورتى كه ثبوتاً او زوجه غير مختاره و عدهاش عده طلاق است ) يا اينكه مبدأ عده او ، وفات زوج بوده است ( در صورتى كه ثبوتاً او زوجه مختاره بوده است ) پس استصحاب بقاء عده را ( تا مضى أكثر الأمرين ) در حق خود جارى مىداند .
5 - بيانى از استاد براى لزوم اعتداد همگى با توجه به مبناى زوجيت لا به عين
اگر بنابر نظريه ما به زوجيت لا به عين قائل شديم مىگوييم : ظاهراً مسلم و اتفاقى است كه تمامى اين زنها نمىتوانند بدون اعتداد ، ازدواج جديدى بنمايند ، تخيير هم كه خودشان چهار زن را از جمع خودشان به عنوان زوجه آن شخص اختيار كنند تا فقط آن چهار زن عده وفات نگه دارند ) معنا ندارد و از طرفى وجوب اعتداد نيز به نحو واجب كفائى نيست كه اگر بعضى ، عده نگه داشتند وجوب آن از بقيه ساقط شود . پس نتيجه مىگيريم كه تمامى اين زنها بايد عده نگه دارند ، البته نه از باب احتياط بلكه از اين باب كه حكم واقعى ، اعتداد همگى اين زنها است .
البته مشخص است كه قاعده قرعه در اين مسأله جريان ندارد زيرا قرعه در موردى جارى است كه مسأله داراى امر مشكل باشد به صورتى كه با راههاى ديگر حل نشود و در اينجا با اعتداد همگى زنها ، مشكل بر طرف مىشود ، بلى براى تعيين سهم الارث چون به تنصيف قائل نشديم اگر راهى ديگر براى حل مشكل وجود نداشت به قرعه قائل مىشويم .
« * و السلام * »