تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5667

مساهمون:

ص٥٦٦٧
جواهر رحمه الله نباشد زوجه معين باشند - مىتوانند نسبت به خود استصحاب بقاء نكاح بكنند ، و در نتيجه بعد از وفات - بنابر تفاصيل مقدم - بايد عده وفات نيز نگه دارند ، مىگوييم اين بيان هم داراى اين اشكال است كه زوجيت داراى احكام مختلفى است لذا هر زن وقتى استصحاب زوجيت خودش را مىنمايد بايد استصحاب زوجيت زنان ديگر را نيز بنمايد ، زيرا زوجيت زنان ديگر براى اين زن هم داراى اثر است ، مثلًا در فرض اين مسأله با وجود زنان ديگر ، اين زن گاهى سهم الارث كمترى مىبرد و گاهى اصلًا ارث نمىبرد و چون نمىتواند همه استصحاب‌ها را - نسبت به خودش و نسبت به تمامى زن‌هاى ديگر - با هم جارى نمايد زيرا اين استصحاب‌ها با هم تعارض مىكنند ، لذا براى لزوم احتياط نمىتوان به اين بيان هم تمسك نمود .

3 - لزوم احتياط با تمسك به اصالة الاحتياط در باب فروج و اشكال استاد بر اين بيان

شايد بتوان به وسيله قول مشهور كه در باب دماء ، فروج و اموال ، اصالة الاحتياطى هستند ، لزوم احتياط را در اين مسأله تصحيح نمود ، ولى ما اصالة الاحتياط را در اين ابواب تمام نمىدانيم .

4 - بيانى از استاد براى لزوم احتياط با تحفظ بر مبناى محقق رحمه الله و صاحب جواهر رحمه الله

اگر مبناى محقق و صاحب جواهر در معين ثبوتى بودن زوجه را قبول نموديم مىگوييم در اينجا علم اجمالى به نحو ديگر وجود دارد ، چون همه بايد عده نگه دارند ، يقيناً ، زيرا هر كدام از اين زنان ( البته اگر مدخوله باشند ) مردد است بين اينكه همسر معين آن زوج بوده و او وفات نموده پس بايد عده وفات نگه دارد يا اينكه همسر او نبوده و عقدش منفسخ شده است ، پس بايد عده طلاق نگه دارد ، لذا بر هر كدام از آنها لازم است عده نگه دارند ، آنگاه به مقتضاى استصحاب بايد اعتداد أكثر الأمرين را بنمايد .