تصوير زوجيت مبهم « 1 »
لكن اينجا از نظر كبروى اين مطلب هست آيا زوجيت محال است به مبهم تعلق بگيرد ، چنانچه صاحب جواهر فرمود تا لازم آيد ملتزم شويم كه حتماً در اين گونه موارد خداوند بعضى را زوجه قرار داده و زوجيت بعضى را هم ابطال كرده است يا ملتزم به اختيار تعليقى كه صاحب جواهر فرمود بشويم . به نظر مىرسد كه زوجيت مبهم استحاله ندارد . مثلًا بگوييم اين شخص چهار زن دارد و نتيجه عقلايى اين اعتبار اين است كه نتواند با زن خامسه ازدواج كند اين اعتبار محذور عقلى ندارد . و مىتوان گفت : شارع مقدس فرموده : الان چهار زن همسر او هستند و لو از اينها نمىتواند تمتع پيدا كند ولى خامسه را هم نمىتواند بگيرد و چون مبهم ، زوجه اوست بايد تعيينى بكند و اين از نتايج مبهم بودن آن است و نمىتوانيم بگوييم عقلاء اعتبار زوجيت ، به اعتبار چنين آثارى ندارند ، پس حتماً بايد ملتزم شويم كه مثلا فى علم الله تعين ثبوتى دارد .
نظير اين مسأله را ما سابقاً ذكر كرديم كه در بعضى روايات آمده كه جمع بين اختين حدوثاً كرده است و بعداً تخيير در انتخابش دارد . اين امر قابل تصوير است غاية الامر تعيين بايد بكند ، پس محذور عقلى از زوجيت مبهم نيست .
پس ما بايد مسأله را روى هر دو فرض بحث كنيم . يكى در اين فرض كه زوجيت مبهم تصور شود كما هو الظاهر و المختار كه در اين فرض حكم مسأله چيست ؟ و ديگر اينكه اگر گفتيم زوجيت مبهم متصور نيست و تعين ثبوتى دارد در اين گونه موارد آيا جاى قرعه هست يا نه ؟
اين بحث را ان شاء الله تعالى در جلسه بعد دنبال مىكنيم .
« * و السلام * »
هامش
( 1 ) - اين بحث نيز اشكال كبروى است كه به صاحب جواهر وارد است ( نگارنده ) .