انجاء داشته باشم و چه قدرت بر آن را نداشته باشم ، در اين گونه موارد است كه اگر شك در قدرت بشود ، مادامىكه شخص اقدام نكند تا اينكه بفهمد كه آيا قادر است يا نه ، عقلاء او را معذور نمىدانند . و اما در مواردى كه قدرت دخيل در ملاك و مصلحت تكليف باشد ، مثل اينكه زن اگر حائض بشود ، قادر بر انجام نماز يا روزه نخواهد بود و به عبارت ديگر ، در اين صورت كه قدرت ندارد ، آن تكليف اصلا براى او مطلوبيت و مصلحت ندارد ، پس ديگر در اين گونه موارد حكم به احتياط در صورت شك در قدرت نمىشود ، بلكه شك در تكليف مىشود و در موارد شبهات موضوعيه وجوبيه ، حتى اخبارى هم احتياط را لازم نمىداند ، پس با تمسك به احتياط نمىتوانيم در جايى كه زن شك دارد كه آيا وسط روز حائض مىشود يا نه ؟
حكم به وجوب روزه بر او بكنيم و يا حكم به لزوم ادامه حج بر شاكّ در تحقق مانع در آينده بنماييم ، ولى مع ذلك در اينجا حكم به لزوم شروع و ادامه عمل شده است ، و وجهش همان تمسك به استصحاب استقبالى عدم تحقق مانع در آينده است .
اشاره به يكى از خصوصيات دخالت در مطلوبيت و عدم آن
از خصوصيات دخالت داشتن قدرت در مطلوبيت و ملاك اين است كه مثل عنوان مسافر مىشود كه همان طورى كه اگر شخص خود را مسافر كند تا اينكه روزه فعلى از او ساقط شود ، اشكالى ندارد ، شخص مىتواند كارى كند كه حائض شود ، چرا كه در اينجا موضوع عوض مىشود ، نه اينكه مطلوب از بين رفته باشد ، بلكه ملاك عوض مىشود . و اما اگر قدرت دخيل در ملاك نباشد ، شخص نمىتواند كارى بكند كه عاجز از انجام تكليف بشود مثل اينكه كارى بكند كه ديگر قادر بر انجاء غريق نباشد چرا كه القاء عمدى خود در عجز در چنين مواردى در نزد عقلاء معذّر تلقّى نمىشود .