اين مثال به مقتضاى استصحاب عدم المانع در آينده ، بايد به حج خود ادامه بدهد .
البته اين محل اشكال است و الان نمىخواهيم وارد بحث از آن بشويم و عمده اين است كه آيا مفاد « ادله لا تنقض » كه استصحاب را اثبات مىكند ، آيا شامل امور استقبالى هم مىشود يا خير ؟ و به نظر ما ، بله مىشود كه شمول مذكور را از اين ادله استظهار نمود .
اشاره به عدم جريان اصالة السلامة در مقام
بعضى گفتهاند كه اصالة السلامة يكى از اصول عقلايى است و مسأله حكم به لزوم ادامه حج در صورت شك در تحقق مانع در ادامه عمل ، از باب تمسك به اين اصل است . و لكن به نظر ما اين حرف قابل مناقشه است و اصالة السلامة را در اينجا نمىتوان جارى كرد ، و سرش اين است كه مجراى اصالة السلامة در مواردى است كه تحقق مانع خيلى نادر باشد مثل فوت كردن شخص در حال نماز ، به طورى كه اطمينان به عدم تحقق مانع باشد ، و در واقع ما چنين اصل عقلايى را قبول نداريم و در مثالهايى كه زده شده ، در واقع اخذ به اطمينان است نه به اصالة السلامة .
بيان عدم جريان اصالة الاحتياط در مقام
بعضى از دوستان بحث اين اشتباه برايشان پيش آمده بود كه امثال مقام مجراى براى اصالة الاحتياط مىشود ، چرا كه شخص شك در قدرت مىكند ، و مقتضاى قانون شك در قدرت در نزد عقلاء يا عقل ، اين است كه اگر كسى نمىداند كه آيا اين تكليف را مىتواند انجام بدهد يا نه ، بايد احتياط نموده و براى انجام تكليف اقدام نمايد ، پس اگر چه استصحاب را در اينجاها جارى ندانيم ، از باب احتياط لازم در امثال مقام ، بايد عمل را شروع و ادامه داد .
لكن اين حرف صحيح نيست ، چرا كه مسأله احتياط در صورت شك در قدرت در جايى است كه قدرت دخيل در تنجز تكليف باشد نه در ملاك آن ، مثل اينكه نجات دادن شخص غريق مسلمان ، مطلقا مصلحت و ملاك دارد چه من قدرت بر