منطبق نبوده و به همين جهت مرحوم كلينى از ذكر آنها خوددارى كرده است .
5 - توجيه روايت بنابر نقل صدوق و شيخ :
گرچه رجوع مرتد به اسلام و اطلاق « قبل ان تتزوج » حتى شامل ايام عده نيز مىگردد و تعبير « فهو خاطب » با مفاد رواياتى كه رجوع مرتد ملى به اسلام در ايام عده را بدون نياز به عقد جديد براى تداوم زوجيت كافى دانسته ، سازگار نمىباشد ، ليكن همچنان كه در جلسات قبل متذكر شديم ، مىتوان گفت قبل ان تتزوج به اين معناست كه زن براى تزويج صلاحيت پيدا كرده ولى هنوز به آن اقدام ننموده است .
و روشن است كه صلاحيت تزويج تنها پس از گذشت ايام عده حاصل مىگردد . از اين رو بايد « قبل ان تتزوج » را به « بعد انقضاء العده » مقيد دانسته ، و « فهو خاطب » را مربوط به آن ايام بدانيم .
احتمال ديگرى نيز وجود دارد كه بگوييم جمله « فان رجع الى الاسلام » تفريع بر « بانت منه امرأته » نيست تا اطلاقش رجوع در ايام عده و بعد از انقضاء آن هر دو را شامل گردد ، بلكه در جمله « تعتد منه كما تعتد المطلقة » تفريع و مترتب شده ، لذا رجوع به اسلام را تنها پس از انقضاء عده فرض كرده است ، بديهى است در اين صورت بلااشكال او نيز مانند ديگران براى رجوع به زوجه نياز به عقد جديد دارد .
در هر حال جمله « كما تبين المطلقة ثلاثاً » با مفاد روايات ديگر منافات دارد و توجيهى براى آن به نظر نمىرسد .
بلى در مجموع با توجه به توجيهى كه ذكر كرديم مىتوان گفت بعضى از فقرات روايت ناظر به بعد از انقضاء عده و بعضى ديگر مربوط به پيش از پايان عده است .
اين نكته با تعبير ذيل روايت ( و لا عدة عليها له و انما عليها العدة لغيره ) تأييد مىگردد .
زيرا به خوبى از آن استفاده مىشود كه رعايت ايام عده صرفاً از سوى ديگران ضرورى است ، ولى ازدواج شوهر با زن در ايام عده بىاشكال بوده ، و نياز به عقد جديد ندارد . يعنى « فهو خاطب » متعرض ايامى است كه عده منقضى گشته ، و