العدة و لا يرثها ان ماتت و هو مرتد عن الاسلام « 1 » .
صدوق و شيخ هر دو مستقيماً از كتاب حسن بن محبوب از سيف بن عميره نقل كردهاند . البته مرحوم شيخ علاوه بر آن ، از كتاب محمد بن على بن محبوب كه طبقهاش از حسن بن محبوب متأخر است نيز به واسطه ايوب بن نوح از سيف بن عميره نقل فرموده است « 2 » .
سند در هر دو طريق صحيح است ، ليكن در وسائل همچنان كه در پاورقى نيز به آن اشاره كرده ، كيفيت نسبت دادن به كتابهاى مذكور چندان روشن نيست « 3 » .
4 - اختلاف متن كافى با تهذيب و فقيه و سبب آن :
همچنان كه پيشتر نيز عرض كرديم ، روايت أبو بكر حضرمى را جمعاً بين الادله بر مرتد ملى حمل كردهاند . عده در مرتد ملى ، عده طلاق است . به اين نكته در نقل كافى اشارهاى نشده ، ليكن در نقل تهذيب و فقيه علاوه بر اضافه كلمه « ثلاثا » ، عده زن را مانند طلاق رجعى عده طلاق ، و در صورت فوت يا قتل شوهر ، عده وفات دانسته است .
كلمه ثلاثاً و جمله ذيل آن ( فان رجع الى الاسلام و تاب قبل ان تتزوج فهو خاطب ) مبنى بر نياز به خطبه و عقد جديد ، تقريباً صريح در اين معناست كه با ارتداد شوهر ، زوجيت منقضى شده ، و بينونت زوجين در ايام عده به هيچ وجه شبيه به مطلقه رجعى نيست ، و همين امر احتمالات سهگانه مذكور را از بين مىبرد .
روش محدثين نوعاً در بسيارى از موارد اين بوده است كه روايات مخالف فتواى خود ، و بخشهايى از روايات موافق را كه با فتواى آنها معارض بوده به اعتقاد اينكه اشتباهى در آنها رخ داده ، نقل نمىكردهاند .
زياداتى كه در متن فقيه و تهذيب آمده نيز از مطالبى است كه با روايتهاى ديگر
هامش
( 1 ) - فقيه ، ج 4 ، ص 246 ، ح 5713 ، تهذيب ، ج 9 ، ص 373 ، ح 1332 .
( 2 ) - تهذيب ، ج 10 ، ص 142 ، ح 24 .
( 3 ) - وسائل ، ج 26 ، ص 28 ، دنباله ح 5 .