مختلفى وجود دارد كه هر كس با تعبيرى از وى ياد مىكند ، مثلًا صاحب كتاب رجال معروف ، هم به عنوان نجاشى متصف بوده و هم به عنوان ابن النجاشى ، ممكن است كسى از وى با عبارت نجاشى ياد كند و ديگرى با عبارت ابن النجاشى ، يا درباره صاحب فهرست ، كسى نديم تعبير كند و ديگرى ابن النديم يا در مورد صاحب كشف اللثام ، يكى فاضل هندى تعبير مىكند و ديگرى فاضل اصفهانى ، خلاصه تعدد تعبير دليل بر تعدد معنونين به آن تعابير نيست .
ثانياً : اشتراك شيخ صدوق و ابن قولويه در اين جهت كه از هر دو شيخ مفيد روايت مىكند دليل بر وحدت طبقه آنها نيست ، زيرا تمام اساتيد يك شخص الزاماً در يك طبقه نيستند ، همچنين اين نكته كه ما افزوديم كه چون ابن قولويه و شيخ صدوق هر دو از على بن بابويه و ابن وليد نقل مىكنند بايد در يك طبقه باشند كلام ناتمامى است ، زيرا شاگردان يك استاد الزاماً در يك طبقه نيستند .
به عنوان نمونه مرحوم حاج شيخ عبد لكريم حائرى شاگردان بسيارى داشتهاند كه همه در يك طبقه نبودهاند ، برخى همچون آقاى سيد محمد تقى خوانسارى يا آقاى سيد احمد خوانسارى يا آقا مير سيد على كاشانى از طبقه اول شاگردان بودهاند و برخى همچون آقاى حاج آقا مرتضى حائرى در اوائل سن خود درس مرحوم حاج شيخ را درك كرده است .
مثال ديگر شاگردان مرحوم آقاى آخوند است كه برخى در زمان ميرزاى شيرازى و قبل از سال 1300 قمرى به درس مرحوم آخوند مىرفتهاند و برخى در اواخر عمر مرحوم آخوند ( متوفى 1329 ) در درس ايشان شركت مىكردهاند ، بنابراين الزاماً همه شاگردان مرحوم آخوند در يك طبقه نيستند و مانعى ندارد كه برخى از شاگردان ايشان در نزد برخى از شاگردان هم درس خوانده باشند .
در بحث ما هم مانعى ندارد كه شيخ صدوق و شيخ مفيد هر دو از ابن قولويه روايت كنند با اين كه شيخ مفيد خود شاگرد شيخ صدوق است ، بدين شكل كه شيخ
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5586
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٥٥٨٦