صدوق بر اساتيد خود دليل بر وثاقت آنها مىباشد يا خير ؟ ولى با اثبات اتحاد به اين گونه بحثها نيازى نخواهد بود .
كلام مرحوم وحيد بهبهانى پس از ايشان مورد نقض و ابرام واقع شده ، برخى همچون حاج شيخ آقا بزرگ ، حكم قطعى به اتحاد اين دو عنوان نمودهاند و برخى همچون محقق تسترى در قاموس الرجال و مرحوم آقاى خويى در معجم رجال الحديث حكم قطعى به عدم اتحاد اين دو نمودهاند ، ما در بحث خمس در اين زمينه به تفصيل بحث كرديم « 1 » ، در اين جلسه به برخى از نكات بحث گذشته اشاره كرده ، نكاتى چند بر آن بحث مىافزاييم .
ب - اشاره به ادله عدم اتحاد
ما در بحث خمس ، هفت دليل بر عدم اتحاد را نقل كرده و پاسخ گفتيم ، در اينجا تنها به برخى از اين ادله اشاره مىكنيم ، يكى از اين ادله ، دليلى است كه در قاموس الرجال آمده و به طور ناقص در معجم الرجال الحديث ذكر شده كه ظاهراً برگرفته از قاموس الرجال است ، زيرا معجم رجال الحديث پس از قاموس الرجال نگاشته شده و به مطالب آن نظر داشته گاه همان مطالب را آورده و گاه كلام ايشان را رد مىكند .
1 - كلام صاحب قاموس الرجال
يكى از ادله صاحب قاموس الرجال بر تعدد اين دو عنوان ، اختلاف طبقه آنها است ، ايشان مىفرمايد كه جعفر بن محمد بن مسرور از مشايخ شيخ صدوق است ، ولى شيخ صدوق از جعفر بن محمد بن قولويه اصلًا روايتى ندارد ، بلكه شيخ صدوق و ابن قولويه هر دو در يك طبقه هستند ، صاحب قاموس الرجال براى اثبات وحدت طبقه شيخ صدوق و ابن قولويه اين گونه استدلال مىكند كه هر دو از مشايخ شيخ مفيد مىباشند « 2 » .
هامش
( 1 ) خمس ، سال سوم ، درس شماره 58 و 59 ، اول جلد ششم .
( 2 ) - قاموس الرجال ، ج 2 ، ص 684 .