بحث كرده و اعتبار او را ثابت كردهايم . و در اينجا وارد بحث از او نمىشويم .
آنچه را در اين جلسه مىخواهيم بيان كنيم اثبات وثاقت « جعفر بن محمد بن مسرور » است كه در طريق سند روايت محل بحث در فقيه آمده است .
براى اثبات وثاقت « ابن مسرور » نيز راههايى وجود دارد كه به چند مورد آنها اشاره مىكنيم .
1 - « جعفر بن محمد بن مسرور » شيخ و استاد صدوق است . و به نظر ما كسى كه شيخ و استاد شخصى همچون صدوق [ كه در اخذ حديث بسيار سختگير بوده و در اخذ آن مسامحه نكرده و به ضعفاء اعتماد نمىنموده است ] بوده ، دليل بر وثاقت او مىباشد و از اينجا معلوم مىشود كه ردّ اين دليل ما به بيان اينكه : چون قدماء قائل به اصالة العدالة بودهاند ، لذا شيخ بودن دليل بر وثاقت نمىباشد چرا كه ممكن است از باب اصالة العدالة به عنوان استاد و شيخ انتخاب شده باشد ، درست نيست ، زيرا اگر چه ما مىپذيريم كه در ميان قدماء فى الجمله كسانى بودهاند كه قائل به اصالة العدالة باشند و ليكن اين مطلب در حق مثل صدوق صحيح نيست .
2 - ادعاى ما اين است كه « جعفر بن محمد بن مسرور » همان « جعفر بن محمد بن قولويه » است كه در وثاقت و اعتبار او هيچ حرفى نيست « 1 » .
البته اين مطلب را ابتداء مرحوم وحيد بهبهانى تنها در حد يك احتمال مطرح كرده كه مرحوم آقاى خويى نيز آن را ردّ كردهاند . ولى ادعاى ما بالاتر از حد احتمال است و ما تقريباً مطمئن به اتحاد اين دو هستيم .
براى اثبات اين ادعا ذكر يك نكته به عنوان مقدمه لازم است و آن اينكه : آنچه با مراجعه به كتب حديث و رجال به دست مىآيد اين است كه مرحوم صدوق از « ابن قولويه » اخذ روايت كرده است . روايت مشتمل بر « عمل ام داود » را صدوق از همين شخص نقل نموده است و اصولًا طبيعت قضيه نيز اقتضاى اين را دارد كه صدوق از ابن قولويه حديث اخذ كرده باشد . « ابن قولويه » قدرى متقدم بر صدوق مىباشد و وقتى هنوز صدوق به دنيا نيامده بوده است وى صلاحيت اخذ حديث را داشته ، چرا كه صدوق در حدود 6 يا 7 سال بعد از فوت سعد بن عبد الله متولد شده و « ابن
هامش
( 1 ) - استاد مد ظله : كلماتى كه پسوند « ويه » دارند همه لقباند و صاحبان آنها داراى اسماء خاصى مىباشند و در ما نحن فيه نيز اسم « قولويه » همان مسرور است .