تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5580

مساهمون:

ص٥٥٨٠
چنين مىگويد : « الّا ان كتابه معتمد أخبرنا به ابن ابى جيد عن ابن الوليد عن الصفار . . . « 1 » » 2 - نجاشى نيز در ترجمه او چنين مىگويد : « له كتاب يرويه جماعة . . . « 2 » » روشن است كسى كه داراى كتاب بوده و كتاب او را كه قهراً تعداد معتنابهى از روايات در آن جمع‌آورى شده و صرفاً يكى دو روايت نيست - جماعتى از اصحاب اماميه نقل كرده‌اند كه در زمره آنها اجلايى همچون « منصور بن يونس « 3 » » « منصور بن حازم » هستند و افرادى مثل « عثمان بن عيسى » و بزرگانى ديگر از او اخذ حديث كرده‌اند نمىتواند شخصى دروغگو و غير ثقه باشد . بلكه تمامى اينها نشانه اعتماد به او و كتابش مىباشد . 3 - در سند روايت محل بحث « عبد الله بن مغيرة » كه از اصحاب اجماع است واقع شده و طبق نظر كسانى كه وقوع اصحاب اجماع در سند روايتى را كافى در اعتبار آن مىدانند . روايت فوق از اين جهت نيز معتبر ، بلكه صحيحه مىشود و ليكن چون به نظر ما مبناى فوق ناتمام است لذا روايت موثقه است . و اما راجع به سند روايت دوم ، مورد بحث دو نفرند . يكى قاسم بن محمد الجوهرى كه مرحوم آقاى خويى او را ضعيف مىداند ، همچنين همين روايت را صدوق باسناد خودش از « رومى بن زرارة » نقل « 4 » مىكند كه در طريق صدوق به « رومى بن زرارة » جعفر بن محمد بن مسرور واقع شده كه آن هم طبق نظر آقاى خويى ضعيف است . ولى ما در بحث‌هاى سابق به طور مبسوط راجع به قاسم بن محمد الجوهرى
هامش
( 1 ) - معجم رجال الحديث 9 ، ذيل عنوان « طلحة بن زيد » . ( 2 ) - رجال النجاشى ، رقم 550 . ( 3 ) - رجال النجاشى ، رقم 550 . ( 4 ) - الفقيه 3 / 291 .