نيز كافر مىتواند مسلمان شود و شرايط صحت را فراهم نمايد . همچنان كه مؤمن ، مكلف به امر مشروط مىشود در حالى كه فاقد شرط است . مثلًا شخصى كه وضو ندارد مكلف به نماز با وضو مىشود ، اما او قادر است وضو بگيرد تا شرط مطلوب حاصل گردد . بنابراين ، تكليف كردن به امر مشروط مانعى ندارد . در مسأله مورد بحث نيز چنانچه جواز مباشرت ، مشروط به غسل زوجه باشد ، مسلمان مىتواند براى استيفاى حق خود ، زوجه كافره خود را به اسلام ملزم نموده و به او بگويد : بايد مسلمان شوى و غسل كنى تا مصحح و مجوز براى مباشرت حاصل گردد .
البته مرحوم محقق جواز مباشرت را موقوف بر غسل ندانسته است . از اين رو طبعاً دليلى بر جواز اين الزام وجود ندارد ، همچنان كه ايشان نيازمند اين توجيهات نيز نخواهد بود .
4 - حق استمتاع مرد از زوجه و وظايف او در اين زمينه :
مىدانيم كه استمتاع ، يكى از حقوق زوج است ، و حتى اگر زوجهاش كافره باشد حق دارد از او به شكل مناسب بهرهمند گردد . بنابراين ، زن نمىتواند بگويد : من استمتاع قبلًا را حاضر نيستم ، ولى مراتب ديگر استمتاع را حاضرم » . بلكه زن بايد نسبت به استمتاع مناسب تمكين كند و موانع استمتاع را بر طرف نمايد و اگر منفراتى وجود دارد كه استمتاع برايش مشكل است ، زن بايد آنها را بر طرف سازد . مثلًا اگر زن بخواهد عزل كند و اين كار براى مرد مشكل است ، زن حق ندارد عزل كند ، گرچه اين كار در مذهب زن از منفرات نباشد . بنابراين اگر مرد مسلمان بخواهد از زوجه كتابيه خود استمتاع كند و كتابيه وضعيتى دارد كه موجب تنفّر مرد است بايد آن امور را ازاله نمايد . و همچنان كه مرد حق دارد همسر مسلمانش را براى استمتاع از رفتن به مسجد بازدارد ، همين طور حق دارد همسر كتابيهاش را به خاطر استمتاع از رفتن به كليسا و مانند آن منع نمايد . صاحب شرايع درباره اين امور مىفرمايد : « و لو اتصفت بما يمنع من الاستمتاع كالنتن الغالب و طول الاظفار المنفّر كان له الزامها بازالته و له منعها من