تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5330

مساهمون:

ص٥٣٣٠
شيخ هم همين طور ، و فقيه هم آورده سند هم صحيح است ) [ مشايخ ثلاثه كتب اربعه با سند صحيح نقل كرده‌اند ] قال ان العبد اذا ابق من مواليه ثم سرق لم يقطع ( در حال ابق بودن دست او را قطع نمىكنند ) لانه بمنزلة المرتد عن الاسلام و لكن يدعى الى الرجوع الى مواليه و الدخول فى الاسلام ، فان ابى ان يرجع الى مواليه ( حاضر به توبه نشد ) قطعت يده بالسرقه ثم قتل و المرتد اذا سرق بمنزلته كه اباق را در روايت بر حكم ارتداد بار نموده لكن توبه‌اش قبول است حكم مرتد ملى است . اگر حاضر به توبه نشد كه نزد مولا بيايد كشته مىشود . حال آيا اين عبارت هو بمنزلته فان اباق العبد طلاق امرأته ، عبد بمنزله مرتد از اسلام است ، يعنى هم زن جدا مىشود و هم خودش كشته مىشود . اگر توبه نكند كه اين هم يك احتمال است . اين عبارت‌ها اجمال دارد از عبارت بمنزلة المرتد [ عموم تساوى احكام ] فهميده نمىشود لذا عمار ، مسأله را نفهميد ، چون بعد از اين عبارت مىگويد اگر برگشت ، بازهم اين احكام هست يا نه ؟ توبه كرد آيا زنش بر مىگردد يا نه ؟ در عده تكليف او چيست ؟ اينها را نفهميده بود . از اين قبيل تشبيهات عموم استفاده نمىشود و ظهور ندارد . براى توضيح بيشتر مثالى مىزنيم مثلًا حجره مال طلبه‌ها است و مىخواهند به طلبه‌ها حجره بدهند . يكى از فرزندان طلبه‌ها درخواست حجره مىكند مىگويند فرزند طلبه بمنزله طلبه است . اين عبارت به اين معنا نيست كه اين فرزند طلبه در همه احكام مانند طلبه است ، فقط در اين حكم خاص مثل طلبه است . گاهى تنزيل به اعتبار برخى از آثار ظاهر است ، مثلا زيد مثل شير است ، يعنى شجاعت او مثل شجاعت شير است نه همه خصوصيات ، اينجا محتمل است مراد اين باشد كه بگويد كشته مىشود و زنش هم جدا مىشود چون اينها آثار ظاهره بارزه مرتد كشته شده است ، ممكن است يعنى در انفساخ مثل مرتد است اما تفاصيل و جزئياتش از اين عبارت استفاده نمىشود . در روايت أبو بكر حضرمى گذشت كه تعبير شده بودَ به منزله مطلقه ثلاثاً و گفتيم به معنى نياز به محلل نيست بلكه يعنى