نيست .
[ تفاوت نقل شيخ و صدوق عليهما الرحمة ] البته نقل شيخ قدرى مضطرب است ولى در نقل صدوق آن اضطراب نيست چون در نقل شيخ اول تعبير مىكند اگر عدهاش تمام شده و بعد ازدواج هم كرده باشد لا سبيل له عليها ، بعد كه مقابل آن را مىخواهد ذكر كند قاعده اين بود كه بگويد اگر ازدواج نكرده [ مىتواند برگردد ] عليه سبيل ، ولى مقابل آن را كه ذكر مىكند مىگويد : اگر ازدواج و انقضاى عده تحقق نيافته است ، در نتيجه صورتى را كه انقضاى عده شده ولى ازدواج صورت نگرفته مسكوت گذاشته است . و اين يك نحو اضطرابى است . ولى در نقل صدوق له تنقض العدّه ندارد مىگويد : اگر عده تمام شد و ازدواج صورت گرفته فلا سبيل له عليها ، و اگر ازدواج نكرده مىتواند او را بگيرد ، مسأله عده مطرح نيست و استفاده مىشود اگر عده هم تمام شده ولى هنوز ازدواج نكرده ، گرفتنش اشكال ندارد ، صدر و ذيل هماهنگ است .
استدلال به اين موثقه براى بحث ما كه اگر مرتد در عده مراجعه كرد فهى امرأته على النكاح الاول طبق نقل شيخ به اين اعتبارات كه تعبير كرد هو بمنزلة المرتد عن الاسلام بعد بيان كرد كه اگر در عده مراجعه كرد ( بعضىها اين جورى فهميدهاند كه عده منقضى نشده و مراجعه در عده بوده ) كه ذيل اين عبارت است فهى امرأته على النكاح الاول لذا وقتى عبد به منزله مرتد شد و حكم عبد اين شد كه اگر در عده مراجعه نمود احتياج به عقد جديد ندارد و همان عقد اول كافى است . مطلوب مشهورى كه مشتهر بين اصحاب است از اين فقره در مىآيد .
1 - نقد روايت
اين روايت از جهاتى مورد بحث است ، وجه استدلال به اين حديث كه مرتبط به بحث ما باشد ذيل خبر است با تشبيهى كه در آن مندرج است . يك وجه بحث اين است كه آيا اين حديث معارض دارد يا نه ؟ صاحب جواهر با بحثهايى در صدد