تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5333

مساهمون:

ص٥٣٣٣
لذا سؤال كرده ] ثم ان العبد ابق ، تطلق امرأته من اجل اباقه ؟ [ آيا زنش آزاد است يا به خاطر فرار آزاد مىكنند ؟ ! ] قال نعم ان ارادت ذلك هى » حالا آزاد است يا آزادش مىكنند ، حاكم طلاق مىدهد يا اينكه اگر خواست همان تمايل او و اراده او ابطال آن زوجيت است . علىاى تقدير اين تعبير كه به مشيت او واگذار كرده با مضمون روايت عمار معارض است . البته آن تعبيرى كه هو بمنزلة المرتد اين را ممكن است معناى ديگر بكنيم جمعاً بين الادله و بگوييم راجع به قتل او است . ولى از آن تعبير ديگر يعنى ان اباق العبد طلاق امرأته و اگر در عده برگشت بر نكاح اول است معلوم مىشود اگر برنگشت اين طور نيست و صريح است كه جدا شده لذا طبق روايت عمار به اختيار خود زن نيست ولى طبق روايت اخير به اختيار زن است و اينها با هم معارض هستند . البته صرمى هم توثيق صريح در مورد او نيست ولى بزرگانى مثل احمد بن محمد بن عيسى يقطينى كه طبق تحقيق از اجلاء مشايخ است و عبد الله بن محمد بن عيسى ( برادر احمد بن محمد بن عيسى ) كه او هم شخص معتبرى است اينها از داود نقل حديث مىكنند و اشخاصى كه جرحى در مورد آنها نشده و بزرگانى از آنها نقل حديث كنند اينها امارة اعتماد است . لذا براى اثبات مورد بحث كه زن با انقضاى عده ، خود به خود آزاد مىشود و اگر در عده مراجعه كرد شوهر املك است اين براى استدلال مشكل است ، البته برخى گفته‌اند معرض عنه مشهور است لذا كنار مىگذاريم . ما فعلًا آنها را نمىگوييم ولى اشكالات فوق [ دلالى و معارضه ] را دارد . « * و السلام * »