نيست و شايد به همين علت خود ايشان در پايان « فتأمل » گفته است .
5 - مختار استاد مد ظله در مورد روايت
گرچه ذكر استتابه قرينه روشنى براى حمل روايت بر مورد مرتد ملى است و فقهاء نيز تعدادى از روايات مطلقه را به واسطه وجود همين قرينه حمل بر مرتد ملى كردهاند ، ليكن وجود محذورى كه ذكر شد قرينه روشنترى است كه اين حمل را نادرست مىنمايد . بلكه در مواردى كه در زمينه احكام مرتد ، روايت به صورت مطلق وارد شده و ذكرى از ملى يا فطرى به ميان نيامده ، نوعاً فرد ظاهر و روشن از افراد آن ، مرتد فطرى است و مرتد ملى را بايد فرد مخفى و غير ظاهر به حساب آورد .
به عنوان نمونه مىتوان به دو روايت زير اشاره كرد :
صحيحه على بن جعفر : عن على بن جعفر عن اخيه ابى الحسن عليه السلام قال : سألته عن مسلم تنصّر ، قال : يقتل و لا يستتاب . قلت : فنصرانى اسلم ثمّ ارتد ؟ قال : يستتاب فان رجع و الّا قتل « 1 » .
نخست به صورت مطلق از مسلمانى سؤال مىكند كه نصرانى شده است . اما از پاسخ حضرت روشن مىشود كه مراد از مطلق ، فقط مرتدى فطرى است . لذا در مرحله بعد كه گويا سؤال وى مقابل سؤال اول است قسم ديگر مرتد يعنى مرتد ملى را مطرح كرده مىپرسد : مسلمانى كه نصرانى بوده و بعد از اسلام مرتد شده چه حكمى دارد ؟
روايت محمد بن مسلم : قال : سألت أبا جعفر عليه السلام عن المرتد ، فقال : من رغب عن الاسلام و كفر بما أنزل على محمد صلى الله عليه و آله بعد اسلامه فلا توبة له و قد وجب قتله و بانت منه امرأته و يقسم ما ترك على ولده « 2 » .
با اينكه به طور مطلق درباره مرتد سؤال كرده است ، اما پاسخ حضرت درباره
هامش
( 1 ) - وسائل ، ج 28 ، ص 325 ، باب 1 از ابواب حدّ المرتد ، ح 5 .
( 2 ) - همان ، ص 324 ، ح 2 .