تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 5287

مساهمون:

ص٥٢٨٧
بين مرد و زن نيستند ، تفصيل را خلاف اجماع مركب شمرده و حكم ارتداد زن را به ارتداد مرد ملحق دانسته باشد .

3 - توجيهى ديگر براى كلام صاحب رياض توسط استاد - مد ظله - :

يك احتمال ديگر نيز براى كلام ايشان به نظر مىرسد ، كه بگوييم گرچه حكم انفساخ عقد در مورد ارتداد احدهما از يك ديدگاه اتفاقى است و عامه نيز مانند اماميه قائل به آن هستند ، ليكن با توجه به اينكه در ميان عامه ، شخصى به نام داود بن على اصفهانى ظاهرى مؤسس مذهب ظاهريه كه پيروان آن مشابه اخباريه از اماميه هستند ، با انفساخ عقد مخالفت كرده است ، ممكن است نظر صاحب رياض را اين چنين توجيه كنيم كه با وجود اختلاف فى الجمله بين داود ظاهرى و ساير مسلمين ، هيچ يك از مسلمين اعم از اخبارى و اصولى و ظاهرى و غير ظاهرى قائل به تفصيل بين حكم مرد و زن نشده ، و حكم ارتداد زن به اجماع مركب ، ملحق به ارتداد مرد مىباشد .

ج ) بررسى مفاد خبر مسمع بن عبد الملك :

1 - متن روايت :

عدة من اصحابنا عن سهل بن زياد عن محمد بن الحسن بن شمّون عن عبد الله بن عبد الرحمن عن مسمع بن عبد الملك عن ابى عبد الله عليه السلام قال : قال امير المؤمنين عليه السلام : المرتد تعزل عنه امرأته و لا تؤكل ذبيحته و يستتاب ثلاثة ايام فان تاب و الّا قتل يوم الرابع « 1 » .

2 - بررسى سند روايت

ما از ناحيه سهل بن زياد سند را داراى اشكال نمىدانيم . مسمع بن عبد الملك هم معتبر است . اما محمد بن الحسن و عبد الله بن عبد الرحمن بسيار ضعيف هستند . نجاشى و شيخ و ابن غضائرى آنها را تضعيف كرده و غالى شمرده‌اند .
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، ج 28 ، ص 328 ، باب 3 از ابواب حد المرتد ، ح 5 .