3 - استدلال صاحب جواهر :
صاحب جواهر اين روايت را كه دلالت بر انفساخ فورى مىكند به قرينه ذكر استتابه ، حمل به مرتد ملى كرده ، آنگاه چون استظهار نموده كه موردش بعد از دخول است ، حكم قبل از دخول را از طريق اولويت اثبات نموده است .
4 - نقد استاد - مد ظله - :
اولًا : از اشكال سندى كه بگذريم ، براى ما به خوبى روشن نيست كه ايشان به چه دليل مورد اين خبر را مدخوله دانستهاند . زيرا با توجه به اينكه اشارهاى به مدخوله بودن مورد نشده و قرينهاى هم مثل ذكر عدّه و نظير آن وجود ندارد ، وجهى براى اختصاص مورد خبر به مدخوله بودن به نظر نمىآيد « 1 » تا حكم انفساخ در غير مدخوله بر مدخوله اولويت داشته باشد .
ثانياً : صرف نظر از اين روايت مبناى ايشان و ديگران در مورد مرتد ملى اين است كه حكم زوجه مدخولهاش به واسطه لزوم رعايت عدّه ، و دارا بودن حالت منتظره ، انفساخ مراعى مىباشد نه انفساخ فورى ، حال با توجه به اين مبنا ، چگونه مىتوان در غير مدخوله قائل به انفساخ فورى شد و دليل آن را اولويت مستفاد از اين روايت دانست ، در حالى كه انفساخ در خود مدخوله به صورت مراعى است ؟
ان قلت : مبناى فقهاء در مورد مدخوله مرتد ملى ( انفساخ مراعى ) قرينه مىشود بر اينكه روايت مسمع را حمل بر صورت قبل الدخول كنيم .
قلت : هر چند ما گفتيم وجهى براى اختصاص مورد خبر به مدخوله نيست ولى به هر حال ، شكى نيست كه فرد متعارف و روشن از ارتداد زوجين صورت بعد الدخول است و اين صورت را نمىتوان از مدلول روايت خارج كرد . خلاصه اينكه ، حمل اين روايت به صورت قبل الدخول ، موجب اخراج فرد ظاهر از مدلول روايت مىشود و حمل آن به بعد الدخول با مبناى صاحب جواهر و ديگران ( انفساخ مراعى ) سازگار
هامش
( 1 ) - استاد - مد ظله - در جلسات بعد با توجه به تعبير « تعزل عنه امرأته » نظر صاحب جواهر را توجيه مىفرمايند .