روايت را از صحيح بودن خارج نمىكند ، چون به عقيده ما ، امثال ابن ابى عمير از واقفه قبل از زمان وقف آنها اخذ حديث كردهاند ، در هر حال روايت فوق يا صحيحه است يا موثقه و در اعتبار آن بحثى نيست .
3 - بررسى نحوه جمع بين روايات
پيشتر گفتيم كه طبق مبناى مرحوم آقاى خويى ( كه ميزان در جمع عرفى ، امكان كنار هم قرار گرفتن دو دليل است بدون اين كه تعارضى بين اجزاء كلام پديد آيد ) روايات محل بحث ما متعارضند و بايد به اخبار علاجيه رجوع كرد ولى ما اين مبنا را ناتمام مىدانيم .
در اينجا ممكن است رواياتى را كه اثبات اهل كتاب بودن مجوس را نموده با رواياتى كه اهل كتاب بودن مجوس را نفى كرده به اين گونه جمع كنيم .
در روايات دسته نخست « ال » در اهل الكتاب را الف و لام عهد دانسته و مراد از الكتاب را عهدين بگيريم ، و « ال » در روايات دسته دوم را الف و لام جنس بدانيم .
ولى جمع بهتر اين است كه بگوييم اهل كتاب به معناى متعارف آن ، مجوس را شامل نمىشود ، ولى گاه براى بار كردن برخى احكام خاص ، اهل كتاب به معناى اعم از معناى متعارف و غير متعارف به كار مىرود ، در اين اطلاق ، مجوس از اهل كتاب به شمار مىروند ، مؤيّد اين جمع اين است كه در صحيحه سماعه بنابر نقل شيخ صدوق در فقيه « انهم اهل كتاب » ذكر شده ، بين اهل الكتاب و اهل كتاب فرق است .
سابقاً از درس تفسير مرحوم زنجانى نقل كرديم كه ايشان درباره آيه شريفه
( وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَياةٍ )
[ بقره / 96 ] مىفرمودند كه در اين آيه ، تعبير « على