بعد از عمر بن حنظلة « عن ابى عبد الله عليه السلام » افزوده شده ، ولى بعيد نيست كه افزودن اين جمله از روى غفلت بوده يا در نسخهاى كه در دست صاحب وسائل بوده توسط ناسخ چنين غفلتى رخ نموده و تصور شده كه عمر بن حنظله همچون متعارف آن را از امام صادق عليه السلام نقل كرده است ، نبودن اين كلمه در نسخه چاپى تفسير عياشى و در نقل مرحوم مجلسى كه معمولًا از نسخههاى معتبر نقل مىكند و نيز در تفسير برهان شاهد خوبى بر اين امر است ، به هر حال نمىتوان متن فوق را روايتى از امام صادق عليه السلام تلقى كرد « 1 » .
علاوه بر اشكال عامى كه در احاديث تفسير عياشى است كه با حذف اسناد كتاب به عمر بن حنظله از سوى ناسخ ، روايات مرسله گرديده است .
در عنوان بابى در محاسن 2 : 584 ، تعبير آنية اهل الكتاب و المجوس ذكر شده است ، عطف مجوس بر اهل كتاب در كمال الدين ، ص 62 به نقل از ابن قبه و در اعلام شيخ مفيد ص 48 نيز ديده مىشود .
2 - احاديثى كه مجوس را از اهل كتاب دانسته است
در جلسه قبل رواياتى چند از اين دسته نقل كرديم ، حال به نقل روايات ديگرى از اين دست مىپردازيم .
كافى : محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن ابى يحيى الواسطى عن بعض اصحابنا قال سئل أبو عبد الله عليه السلام عن المجوس أ كان لهم نبى ؟ فقال : نعم . . . فكتب اليهم رسول الله صلى الله عليه و آله انّ المجوس كان لهم نبى فقتلوه و كتاب احرقوه ، اتاهم نبيهم بكتابهم فى اثنى عشر الف جلد ثور « 2 » .
اين روايت در تهذيب وارد شده است « 3 » با افزودن : و كان يقال له جاماسب در آخر
هامش
( 1 ) - ( توضيح بيشتر ) البته اين نكته كه اين روايات موقوف را مىتوان حجت دانسته يا خير ؟ مطلب ديگرى است كه استاد - مد ظله - در درسهاى آينده بدان خواهند پرداخت .
( 2 ) - وسائل الشيعة ، كتاب الجهاد ، ابواب جهاد العدو و ما يناسبه ، باب 49 ، ح 1 ، ( چاپ آل البيت ، ج 15 ، ص 126 ) .
( 3 ) - در نقل تهذيب سند روايت چنين است : « احمد بن محمد عن ابى يحيى الواسطى قال سئل