استدامة باشد چون تعيين نشده كه آن نصرانيهاى كه فرض صحت نكاح او شده آيا به عنوان استدامه نكاح او صحيح است يا به عنوان احداث و نكاح ابتدايى ، ولى سؤال از ازدواج ابتدايى با يهوديّه همراه با زن نصرانيه است و حضرت مىفرمايد :
اشكال ندارد و سپس تعليل مىكند به اينكه اينها مملوك امام هستند .
سپس روايت ذيلى دارد و آن اينكه راوى گويد : قلت : فانه يتزوج عليها امة يعنى بعد از آنكه نصرانيه را دارد و با يهوديه هم ازدواج كرده است مىخواهد با يك أمه هم ازدواج كند . قال : لا يصلح له ان يتزوج ثلاث إماء ، حضرت مىفرمايد : نه زيرا حرّ نمىتواند با سه أمه ازدواج كند چون آن دو كتابيه به منزله أمه و مملوكه امام عليه السلام هستند پس اگر بخواهد با داشتن آن دو كتابيه ، يك امه هم بگيرد لازم مىآيد كه سه امه گرفته باشد و اين جايز نيست .
« فان تزوج عليها حرة مسلمة و لم تعلم أن له امرأة نصرانية و يهودية ، ثم دخل بها فان لها ما أخذت من المهر فان شاءت ان تقيم بعد معه أقامت و ان شاءت ان تذهب الى أهلها ذهبت » .
پس اگر با زن مسلمانى ازدواج كرد و آن زن مسلمه نمىدانست كه اين مرد زن يهوديه و نصرانيه دارد و دخول هم شده بود ، زن مهريه خودش را طلبكار است و سپس اگر خواست در كنار اين مرد مىماند و گرنه مىتواند به نزد اهلش بر گردد . به مفاد اين روايت ، فقهاء فتوا دادهاند .
« و اذا حاضنت ثلاث حيض او مرّت ثلاثة أشهر حلّت للازواج » پس اگر اين زن نخواست نزد آن مرد بماند بايد عده نگه دارد و سه حيض يا سه ماه كه گذشت [ سه حيض براى زنى كه حيض مىشود و سه ماه براى آنكه لا تحيض و هى فى سن من تحيض ]
« قلت : فان طلق عليها اليهودية و النصرانية قبل ان تنقضى عدة المسلمة له عليها سبيل أن يردّها الى منزله قل نعم « 1 » » اگر مرد آن دو كتابيه را طلاق داد و هنوز عده زن مسلم تمام
هامش
( 1 ) - وسائل الشيعة ، كتاب النكاح ، باب 8 من ابواب ما يحرم بالكفر و نحوه ، حديث 1 .