حقيقى آن است كه در نتيجه تلفيق بدون اثر باشد و حتماً مىبايست مبدأ از اول روز قرار داده شود ؟
اول كسى را كه ما برخورد كرديم كه اين بحث را مطرح نموده است ، شهيد ثانى ( رحمه الله ) در شرح لمعه است و بعد از او فقهاى ديگرى نيز به تبعيت از ايشان اين مسأله را طرح نمودهاند ، مثل صاحب مدارك ، صاحب كفاية ، صاحب رياض ، صاحب مستند ، صاحب جواهر و مرحوم شيخ حسن كاشف الغطاء در انوار الفقاهة .
منشأ سؤال نيز در اين بحث از اين ناحيه است كه كلمه « يوم » و همچنين كلمه « ليله » وضع شدهاند براى يك روز و يك شب كامل به طورى كه دو نصفه روز يكى از امروز و ديگرى از فردا را يك روز نمىگويند و همچنين به دو نصفه از شب ، يك شب اطلاق نمىشود .
صاحب انوار الفقاهه به طور بتّى حكم به كفايت تلفيق نموده است و صاحب جواهر نيز تمايل به آن پيدا كرده است ولى ساير اشخاص ديگر يا مسأله را با ترديد گذرانده و تعبير به « فيه و جهان » كردهاند و يا اينكه حكم بعدى كفايت كردهاند .
حق در مسأله اين است كه ما اگر بخواهيم جمود به لفظ داشته باشيم يوم و ليله به معناى بيست و چهار ساعت نيست و در نتيجه تلفيق كفايت نمىكند ( خلافاً لصاحب انوار الفقاهة كه ايشان مىخواهند بفرمايند كه معناى 24 ساعت معناى حقيقى يوم و ليله است ، به اين بيان كه نوعاً و شايد اكثريت قريب باتفاق موارد اين طور نيست كه مبدأ رضاع از ابتداى روز شروع شود و انتهاى آن نيز تا فردا رأس شروع روز قرار بگيرد ، بلكه در غالب موارد اگر نگوييم در همه موارد تلفيق صورت مىگيرد ) .
و ليكن انصاف اين است كه تناسبات حكم و موضوع در فهم معناى الفاظ دخيل است . نظير اين مسأله در باب صلاة مسافر نيز مطرح شده كه در آنجا هم گفتهاند كسى اگر قصد اقامه عشرة ايام داشته باشد نماز او تمام است ، در آنجا نيز بحث
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4800
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٤٨٠٠