مىگويند : ممكن است اين روايت « ما ارتضع من ثدى واحد سِنَّهُ » ( به تشديد نون و هاء ضمير ) خوانده شود و ضمير به « ارتضاع » بر مىگردد كه در « ارتضع » نهفته است ، يعنى رضاع موجب حرمت نمىشود مگر كسى كه از يك زن در سن رضاع ( يعنى حولين ) شير بخورد ، ولى رضاع بعد از دو سال موجب حرمت نمىشود و چون در كتابهاى قديم به خصوص در نقطهگذارى و اعراب بسيار تسامح مىشده است ، اين تصحيف رخ داده است .
اشكال توجيه : به نظر مىرسد كه اگر اين روايت در نسخهاى به شكل « سنَّه » ضبط شده باشد چنين معنايى از روايت بعيد نيست ، ليكن با توجه به نداشتن نسخه اين قرائت بسيار مستبعد است ، چون روش محدثين قرائت حديث نزد مشايخ و ضبط كردن مشخصات قرائت بوده است و با تأكيدى كه ايشان در حفظ روايات به خصوص در ضبط حروف داشتهاند بسيار خلاف ظاهر است كه چنين تصحيفى در روايت رخ داده باشد .
توجيه دوم : فاضل هندى در كشف اللثام اين كلمه را « سُنَّةً » ( به ضم سين و تشديد نون و هاء منقوطة ) خوانده است و بر اساس اين قرائت روايت به دو گونه قابل تفسير است : الف : ارتضاعى كه مطابق سنت باشد يعنى شرايط ثابت شده در سنت مثل اعتبار حولين را دارا باشد . ب : از طريق سنت ثابت شده است كه « لا يحرم من الرضاع الا ما ارتضع من ثدىٍ واحدٍ » پس سنةً در مقابل كتاباً است .
اين توجيه چندان بعيد نيست چون تفاوت سَنَة و سُنَّة تنها در اعراب و تشديد است كه در متعارف نسخ خطى ضبط نمىشود .
اگر اين توجيه را نيز نپذيريم نوبت به بررسى مرجحات مىرسد كه ان شاء الله تعالى بعد از بررسى احاديث بعدى به آن مىپردازيم .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4782
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٤٧٨٢