است كه اعتقادات زرارة و از جمله اعتقاد به عصمت هنوز در او محكم نشده بوده ، در حالى كه « زعم » در اينجا به معنى « قال » است و لذا قدحى به زرارة وارد نمىشود .
برمىگرديم به بحث ما نحن فيه . حضرت مىفرمايد : اينكه زنها گفتهاند اين زن و مرد به واسطهء رضاع بر يكديگر حرام شدهاند اين حرف على اطلاقه درست نيست بلكه بايد عدد رضعات را ملاحظه كنند ، اگر يك رضعه و دو رضعه و سه رضعه شير داده فايده ندارد ، اما اگر دايهاى اجير كرده بودند كه مقدار معتنابهى شير داده ، باعث حرمت مىشود . اشكالى كه ممكن است مطرح شود اين است كه اگر زنى يك شبانه روز به بچه شير دهد تعبير « مقيمةً عليه » عرفاً بر او صدق نمىكند ، همانطور كه اجير كردن دايه هم به طور متعارف براى يك شبانه روز نيست و براى مدت بيشترى اجير مىكنند و نظير اين روايت ، روايات ديگرى نيز وارد شده است مانند موثقه عبد الرحمن بن ابى عبد الله كه قبلًا خوانده شد : « قال لا يحرم من الرضاع الّا ما كان مجبوراً قال : قلت : و ما المجبور ؟ قال : امّ مربّية ( امّ تربّى ) او ضئرٌ تستأجر و امة تشترى او ما كان مثل ذلك موقوفاً عليه » « 1 » اين روايت هم موقوف بودن يا مقيمة عليه بودن را معيار قرار داده است . اين روايت را صدوق در فقيه به سند خودش از حريز نقل كرده كه طريق وى به حريز صحيح است . در معانى الاخبار هم همين روايت را با اين سند نقل كرده : « ابى رحمه اللّه قال : حدّثنا احمد بن ادريس عن محمد بن احمد عن احمد بن هلال عن ابن سنان عن حريز عن فضيل بن يسار عن ابى عبد الله عليه السلام »
در مورد احمد بن هلال گفتيم هر چند انحرافى پيدا كرده اما در نقل روايت او را ثقه مىدانيم . نجاشى در مورد او صالح الرّوايه تعبير كرده است . ابن سنان هم محمد بن سنان است كه ما او را معتبر مىدانيم .
روايت ديگر ، روايت فضيل بن يسار به نقل تهذيب و استبصار عن ابى جعفر عليه السلام است « قال : لا يحرم من الرضاع الّا المجبورة او خادم او ضئر قد رضع عشر رضعات يروى الصبى و ينام » « 2 » اين روايت را هم بحث كرديم و گفتيم معلوم نيست قسمت اخير آن
هامش
( 1 ) - منبع سابق ، ح 20 .
( 2 ) - همانجا ، ح 21 .