تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4114

مساهمون:

ص٤١١٤
عشر سنين ؟ قال : فقال : أمّا تزويجه فهو صحيح و امّا طلاقه فينبغى أن تحبس عليه امرأته حتى يدرك ، فيعلم أنّه كان قد طلّق ، فإنّ أقرّ بذلك و امضاه فهى واحدة بائنه ، و هو خاطب من الخطاب ، و إن انكر ذلك و أبى أن يمضيه فهى امرأته ، قلت : فإن ماتت او مات ؟ قال : يوقف الميراث حتى يدرك ايّهما بقى ، ثم يحلف بالله ما دعاه الى أخذ الميراث الّا الرضى بالنكاح و يدفع اليه الميراث . « 1 » اگر بچه ده‌ساله ، عيال خود را طلاق دهد ، دختر حق شوهر كردن ندارد ، بايد صبر كند تا پسر بالغ شود و به او گفته شود كه قبلًا اين دختر را طلاق داده‌اى ، آنگاه در صورتى كه طلاق را قبول كند شرعاً تثبيت مىشود ، و چون قبل از دخول بوده عدّه ندارد و بائن است و مانند اشخاص ديگر مىتواند همين دختر را خواستگارى نمايد . مورد بحث ، ذيل حديث است كه اگر دختر يا پسر قبل از بلوغ فوت كند آيا ديگرى از او ارث مىبرد يا نه ؟ كه مىفرمايند : بايد صبر كنند تا به حدّ بلوغ برسد و قسم بخورد كه به اين ازدواج راضى بوده است تا ارث او را بدهند . نكته قابل ملاحظه در روايت اين است كه اگر پدر نسبت به دختر و پسر ولايت دارد و عقد اينها صحيح بوده ، چطور احكام فضولى بر آن بار شده است . در هر حال ، در اين روايت براى دختر يا پسر حقّ خيار بعد از بلوغشان تعيين نشده است .

6 ) روايت يزيد كناسى :

متن حديث : . . . قلت : فالغلام يجرى فى ذلك مجرى الجارية ؟ فقال : يا ابا خالد ! إنّ الغلام اذا زوّجه ابوه و لم يدرك كان له الخيار اذا ادرك او بلغ خمس عشرة سنة او يشعر فى وجهه او ينبت فى عانته قبل ذلك . . . « 2 » بعضى يزيد كناسى را ثقه نمىدانند ولى ما به جهت كثرت نقل اجلّاء از وى او را ثقه و روايت را صحيحه مىدانيم .
هامش
( 1 ) وسائل ، ج 26 ، ص 220 ، باب 11 از ميراث ازواج ، ح 4 . ( 2 ) وسائل ، ج 20 ، ص 278 ، ح 9 .