اجازه بدهد ، زيرا گرچه مشكل فضولى بودن عقد از ناحيه پسر با اجازه حل مىشود اما از ناحيهء دختر كه قبل از بلوغ و صلاحيت اعمال خيار فوت كرده است ، همچنان باقى است .
در پايان روايت نيز مىفرمايد : چنانچه پدر ، قبل از بلوغِ پسر يا دختر ، آنان را تزويج نمايد عقد آنها جايز و تمام است . اكنون نظر به اينكه صدر حديث دلالت دارد بر اينكه عقد ولىّ فضولى است و احتياج به اجازه دارد ، اما ذيل آن در مورد عقد پدر لزوم آن را مىرساند ، مىتوان گفت : مراد از ولىّ در صدر ، ولىّ عرفى و غير از پدر است ، به خلاف ذيل كه به جاى تعبير ولى ، صريحاً « اب » را مطرح كرده است .
البته ممكن است با ادلّه ديگر مراد از پدر را اعم از بدون واسطه و با واسطه بدانيم كه نتيجتاً جدّ را نيز شامل مىگردد .
بنابراين ، از اين روايت استفاده مىشود كه اگر پدر ( يا جدّ ) دختر يا پسر نابالغ را عقد كردند عقد نافذ است و متوقف بر عدم فسخ آنها بعد از بلوغ نمىباشد .
2 ) روايت دعائم الاسلام :
متن روايت : عن علىّ عليه السلام أنّه قال : تزويج الآباء على البنين و البنات جايز ، اذا كانوا صغاراً ، و ليس لهم خيارٌ اذا كبروا . « 1 »
اين روايت كه نفى خيار از صبى و صبيه مىكند ، مؤيّد صحيحه ابو عبيده مىباشد .
3 ) صحيحه محمد بن مسلم :
متن روايت : عن ابى جعفر عليه السلام فى الصبى يتزوّج الصبيّة ، يتوارثان ؟ فقال : اذا كان ابواهما اللذان زوّجاهما فنعم . . . « 2 »
اين روايت اثبات توارث بين صبى و صبيه مىكند و از آن صحّت عقد فهميده مىشود ولى اعم است از اينكه بعد از بلوغ براى آنها خيارى باشد يا نباشد .
هامش
( 1 ) مستدرك ، ج 14 ، ص 321 ، باب 11 ، از عقد نكاح ، ح 1 .
( 2 ) وسائل ، ج 20 ، ص 292 ، باب 12 از عقد نكاح .