توضيح : در صدر روايت مىفرمايد : اگر ولىّ پسر و دختر ، قبل از بلوغ آن دو را عقد كند ، عقد جايز است ليكن آنان بعد از بلوغ داراى خيار هستند .
قبلًا عرض كرديم كه در مورد « جواز » و « خيار » دو معنا متصوّر است : 1 . جواز به معناى صحّت فعليّه ، و خيار به معناى خيار فسخ بهم زدم عقد صحيح را ) 2 .
مراد از جواز صحّت تأهليّه است به اين معنا كه عقد صلاحيت دارد با ملحق شدن اجازه صحّت فعليّه پيدا كند عقد فضولى ) ، و مقصود از خيار اين است كه مىتواند اجازه بدهد تا عقد ، صحيح فعلى شود يا اجازه ندهد تا باطل گردد .
خيار در كلمات متأخرين به معناى اول و در روايات اعم از هر دو معنا استعمال شده ولى در اين روايت به قرينه اينكه مىفرمايد : « فلا ميراث بينهما » معناى دوّم مراد است .
بلى ، اگر هر دو بالغ شدند و رضايت به عقد دادند ، در آن صورت عقد صحّت فعلى پيدا كرده ، و مهريه و توارث محقّق مىگردد .
آنگاه دو فرع ديگر در روايت مطرح مىشود : اوّل اينكه اگر پسر زودتر از دختر به حدّ بلوغ رسيد و رضايت به نكاح داد و فوت نمود و هنوز دختر بالغ نشده بود آيا ارث مىبرد ؟
گرچه عقد در ابتدا از طرفين فضولى بوده ، ليكن بعد از اجازه ، از طرف زوج متوفّى لازم شده ، و زوجه نيز هنگامى كه به حدّ بلوغ رسيد اگر توافقش را ابلاغ كرد از ناحيه او نيز عقد از فضولى بودن خارج شده و لازم مىگردد ، لذا ارث مىبرد . ولى چون در رضايت زن بعد از فوت شوهر مظنّه اين است كه رضايتش براى ارث بردن باشد و اماريت و دليلى بر اينكه او شوهر را مىخواسته وجود ندارد ، شرع مقدس فرموده : قَسَمى نيز ضميمه كند كه اگر زنده بود واقعاً با او زندگى مىكرد .
فرع ديگر اينكه : اگر دختر قبل از بلوغ فوت نمود پسر ارث نمىبرد ، و فرقى ندارد كه پسر هنگام مردن دختر ، بالغ بوده و قبلًا اجازه داده باشد و يا بعد از آن بالغ شود و
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4111
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٤١١١