زن بدهم ( پسر سه سالهاى زن داده شود ) چه سنى براى صحت ازدواج آنها معتبر است ؟ و آيا اگر دختر پس از آن بگويد راضى نيستم حكم آن ازدواج چيست ؟
امام عليه السلام با يك جمله در واقع پاسخ هر دو سؤال را داده هم صحت عقد نابالغ در آن سن را و هم عدم توقف اين ازدواج بر رضايت صبيه را بيان كرده مىفرمايند : در صورتى كه آن ازدواج زير نظر پدر يا ولى او انجام گرفته باشد مانعى ندارد و صحيح است . از سياق اينكه راوى ابتدا هم از ازدواج صبيه سؤال كرده و هم از ازدواج صبى سپس فرض عدم رضايت تنها دختر را به زبان آورده معلوم مىشود كه سؤال از عدم رضايت صبيه به عنوان مثال بوده و سؤال او شامل عدم رضايت صبى نيز مىگردد .
بنابراين جواب امام عليه السلام نيز ( عدم توقف ازدواج بر رضايت ) شامل عقد صبيه و صبى هر دو مىگردد . « 1 »
3 ) صحيحهء عبد الله بن الصلت
متن روايت : محمد بن يعقوب الكلينى عن عدة من اصحابنا عن احمد بن محمد عن الحسين بن سعيد عن عبد الله بن الصلت قال : سألت ابا عبد الله عليه السلام عن الجارية الصغيرة يزوّجها ابوها لها امر اذا بلغت ؟ قال : لا ليس لها مع أبيها امر قال : و سألته عن البكر اذا بلغت مبلغ النساء أ لها مع أبيها امر ؟ قال : ليس لها مع أبيها امر ما لم تثيب « 2 » .
در اين روايت نيز تزويج صغيره را نافذ و آن را متوقف بر رضايت خود او ندانستهاند . در ذيل اين روايت صحت تزويج بالغه باكره توسط پدر را نيز متوقف بر رضايت او ندانستهاند و بالاولويه مىتوان عدم توقف عقد صبيه بر رضايتش را از آن استفاده كرد بلكه تمام رواياتى كه سابقاً نقل كرديم كه بر عدم ولايت دختر در ازدواج با بودن پدرش دلالت مىكرد ، بالاطلاق و يا همان گونه كه در ذيل اين روايت آمده بالاولويه شامل دختر نابالغ نيز مىگردد . ادامهء نقل روايات و بررسى آنها در جلسه آينده . ان شاء الله . « * و السلام * »
هامش
( 1 ) استاد - مد ظله - در درس آينده از اين استظهار عدول كرده اين روايت را از ادلهء دال بر تفصيل بين صبى و صبيه مىشمرند .
( 2 ) وسائل ابواب عقد النكاح و اولياء العقد ، باب 6 ، ح 3 .