تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4105

مساهمون:

ص٤١٠٥
با شرط ، يكى از حالات آن را در نظر بگيرد در اين صورت مفهوم دارد ولى چون موضوع « نبأ فاسق » است و قضيهء شرطيه در آيه براى بيان حكم صورت تحقق يافتن چنين بنايى است اين شرط محقق موضوع است و مفهوم ندارد . البته مرحوم آخوند به كلام ايشان اشكال بىموردى كرده و با تغيير مفاد آيه آن را به نحو اول معنا مىكند و براى آن اثبات مفهوم مىكند . در هر حال به نظر ما مفاد روايت فضل بن عبد الملك نيز همين گونه است چون مىفرمايد : اگر جد تزويجى در صورت اقتران آن به وجود پدر انجام داد عقد او نافذ است . و اين به معناى « كان » تامه مىباشد ( اذا كان تزويج الجد المقترن بحياة الاب موجوداً فهو نافذ ) نه اينكه بگويد اگر تزويج جد به وجود پدر مقترن شد نافذ مىباشد . بنابراين ، چون اين شرط محقق موضوع مىباشد مفهوم ندارد تا با ادلهء دال بر ولايت جد على الاطلاق معارضه كند .

ب ) حكم خيار فسخ نكاح صغير و صغيره پس از بلوغشان :

متن عروه :

مسأله 4 - لا خيار للصغيرة اذا زوجها الاب او الجد بعد بلوغها و رشدها بل هو لازم عليها و كذا الصغير على الاقوى و القول بخياره فى الفسخ و الامضاء ضعيف .

1 ) طرح مسأله :

يكى از مسائلى كه از نظر روايات حل آن مشكل است عقد صبى يا صبية توسط جد يا پدر است كه آيا عقد آنها لازم است يا اينكه آنها مىتوانند پس از بلوغ ، عقد خود را فسخ كنند . ممكن است تصور ديگرى نيز به حسب روايات شود كه بگوييم آيا عقد جد و پدر فضولى و متوقف بر اجازه و رد صبى و صبيه پس از بلوغ است يا عقد آنها همچون عقد اصيل بوده و بر چيزى متوقف نمىباشد .

2 ) اقوال فقهاء :

نسبت به صغيره كسى را نيافتيم كه به داشتن خيار براى او صريحاً فتوى داده