بودن شرط نبوده وثاقت كافى است ، لذا از اين ناحيه هم اشكالى در سند روايت نيست .
دلالت روايت - اشكال قدما و شهيد ثانى رحمه الله -
از نظر دلالت نيز از قديم اشكالى مطرح كردهاند و آن اينكه شما مىخواهيد به مفهوم مخالفت ( دليل الخطاب ) « و كان ابوها حيّاً » تمسك كنيد ، در حالى كه مفهوم حجت نيست . اين اشكال تا زمان شهيد ثانى مطرح بوده كه به مفهوم نمىتوان تمسك كرد . شهيد ثانى تعبيرى دارد كه ابهام سخنان گذشتگان را بر طرف مىكند و آن اينكه چون مفهوم وصف است ، حجت نيست و اصطلاح دليل الخطاب هر چند به معناى مطلق مفهوم مخالفت است ولى منظور از آن در اينجا خصوص مفهوم وصف است كه آن را حجت نمىدانند .
مناقشه صاحب مدارك بر شهيد ثانى
صاحب مدارك نوهء شهيد ثانى بر جد خود مناقشه كرده كه اين تعبير در روايت وصف نيست ، بلكه شرط است « اذا زوّج الجدّ ابنة ابنه و كانت ابوها حيّاً » جمله شرطيه است نه وصفيه . سپس مىافزايد : اگر مفهوم شرط هم باشد ، چنانچه ذكر قيد فائدهاى نداشته باشد ، آنگاه قضيه شرطيه مفهوم دارد ولى اگر ذكر شرط فائده داشته باشد ، مفهوم ندارد و در اينجا چون فرض حيات پدر فرد خفى بوده ، ذكرش فائده داشته تا تصور نشود چون پدر زنده است جد ولايت ندارد پس اين قضيه شرطيه دلالت بر مفهوم نمىكند .
تقريب استاد مد ظله از كلام صاحب مدارك رحمه الله
فرمايش ايشان را به اين شكل نيز مىتوانيم تقريب كنيم كه اگر شرط بر تالى مقدم ذكر شود ، هيچ مفهومى از اين قضيه شرطيه استفاده نمىشود و فقط ثبوت عند الثبوت استفاده مىشود ، و چون در روايت فضل بن عبد الملك شرط متقدم است نه