چيزى بر جاى نمانده است ( ص ) از كلام اين بزرگان و ديگران كه همگى قبل از شيخ حر عاملى مىزيستهاند به روشنى برمىآيد كه روش اجازه عامه روش بسيار متداول در عصر وى بوده است ، صاحب وسائل خود در خاتمه وسائل ( 30 : 161 ) نام نزديك به 100 كتاب را مىبرد كه به دست وى نرسيده و با واسطه از آنها نقل مىكند با اين كه نام اكثر اين كتب در فهرست شيخ طوسى وارد شده و صاحب وسائل طرق متصله به شيخ طوسى و منقولات وى در فهرست و غير آن دارد .
بنابراين ، اجازه نه براى تصحيح اصل انتساب كتاب به مؤلف و نه براى اثبات اعتبار نسخههاى كتاب بوده ، بلكه اگر فايدهاى بر آن مترتب باشد رعايت اجماع منقول بر لزوم تحمّل حديث به يكى از طرق معروف مىباشد ، حال صرف نظر از عدم دليل بر اعتبار اين اجماع ، به هر حال اجازه در تصحيح نسخه كتاب بىفايده است و براى اين امر بايد به روشهاى ديگر همچون ميزان اعتبار نسخه يا توجه به ناسخ ، مقابلهكننده و علائم بلاغ و قرائت و عصر كتابت و قدمت نسخه و مقايسه منقولات آن با ساير منقولات كتب معتبر و . . . اعتماد كرد ، در كتابهايى كه در آغاز آن طريقى ذكر شده همچون مسائل على بن جعفر ، توجه به اين طريق لازم است ، البته گاه اين طرق هم نقشى جز نقش اجازات عامه ندارد ، توضيح بيشتر در خور اين نوشتار نيست . « * و السلام * »
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4071
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٤٠٧١