6 / 3 / 1381 دوشنبه درس شمارهء ( 436 ) كتاب النكاح / سال چهارم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
خلاصهء درس قبل و اين جلسه :
بحث در اين بود كه پدرى كه از ازدواج دختر با كفو خود ممانعت به عمل مىآورد ، ولايتش ساقط مىشود ، در اين درس به بررسى برخى از ادلهء اين مطلب كه در كلام مرحوم آقاى حكيم و مرحوم آقاى خويى آمده مىپردازيم و در ادامه ، مسأله دوم عروه را بررسى مىكنيم كه آيا ازالهء بكارت به جهت عواملى چون پريدن يا وطى زنايى يا وطى به شبهه موجب سقوط ولايت پدر مىشود يا خير ؟
* * *
[ الف يكى از ادلهاى كه براى سقوط ولايت به آن استدلال شده دليل نفى حرج است . ]
كلام در اين بود كه آيا عضل ولى ( يعنى ممانعت ولى از ازدواج دختر با كفو خويش ) موجب سقوط ولايت او مىگردد يا خير ؟ يكى از ادلهاى كه براى سقوط ولايت به آن استدلال شده دليل نفى حرج است .
1 - اشكال اول تمسك به لا حرج :
مناقشه مرحوم آقاى حكيم رحمه الله در استدلال به دليل نفى حرج
ايشان مىفرمايند نظر به اين كه ادلهء نفى حرج نافى است نه مثبت ، مقتضاى نافى بودن آن تنها نفى سلطنت ولى است ، لذا استقلال بنت را نمىتوان با آن اثبات كرد « 1 »
تقريب اول استدلال به ادلهء نفى حرج
( كلام مرحوم آقاى خويى رحمه الله در پاسخ مناقشهء فوق )
هامش
( 1 ) مستمسك 14 / 449