2 ) بررسى كلام مرحوم آقاى خويى :
ايشان مىفرمايند : آنچه از لغت ظاهر مىشود و عرف آن را مساعدت نموده ، اين است كه بكر به معناى غير مدخوله است . و مستفاد از قرآن نيز همين است كه با ضميمه چند آيه شريفه به دست مىآيد :
خداوند در سورهء واقعه مىفرمايد : انّا انشأناهنّ انشاءً فجعلناهنّ ابكاراً .
و در سورهء الرحمن مىفرمايد : فيهن قاصرات الطرف لم يطمثهنّ انس قبلهم و لا جانّ
طمث به معناى خون ديدن و مباشرت است و واضح است كه آيه دوّم ناظر به آيه اول و مفسر آن است كه باكره كسى است كه هيچ فردى با او وقاع نكرده باشد .
3 ) نقد استاد مد ظلّه :
اينكه ايشان مىفرمايند : من الواضح أنّ الآية الثانية ناظرة للاولى و بصدد تفسيرها ، ما نمىفهميم اين مطلب را از كجا مىگويند و چه دلالتى بر آن دارد .
ظاهر معناى آيه سوره واقعه اين است كه ما خِلقَةً اينها را بكر قرار داديم و محفوظ ماندهاند كه ميزان باكره و ثيبه بودن را وجود پرده بكارت قرار داده است . و خود باكره بودن و وجود عذره مزيت است و لذا در ازالهء نابحقّ آن ارش مقرّر شده است . « * و السلام * »