تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4049

مساهمون:

ص٤٠٤٩
يعنى اگر خطاب آيه به اولياء عقد هم باشد و آنها بر خلاف شرع ، مانع ازدواج زنها با شوهرهاى سابق خود گردند ، دليلى بر اينكه با اين خلاف شرع ، شرطيت اذن ساقط شود نداريم .

2 ) نظر استاد - مد ظلّه - :

اگر شرطيت اذن ولىّ با مانع شدن او ساقط شود در حقيقت معناى آيه اين است كه شما مانع ازدواج آنها نشويد چون حرفتان لغو و بىخاصيت است . و لكن معلوم نيست مفاد آيه اين باشد كه چنين كار لغوى را انجام ندهيد ، بلكه ممكن است بگويد : چون اذن شما وضعاً معتبر و شرط است اذن بدهيد تا خلاف شرع نكرده باشيد . بنابراين ، اشكال ايشان وارد است و سقوط اعتبار اذن را نمىتوان به نحو وضع از آيه استفاده كرد .

ب ) مراد از عضل چيست ؟

1 ) بررسى عبارت علامه در تذكرة :

ايشان مىفرمايند : اگر زنى بخواهد با مردى ازدواج كند وظيفه دارد از پدر يا جدّ خودش استجازه كند ، و مادامىكه امكان استيذان هست اگر اين كار را نكند عقد باطل است ، و وظيفهء پدر يا جدّ هم اين است كه اجازه بدهند و اگر ( با كفويت ) اجازه ندادند ، گناه كرده و اذن آنها ساقط است . نظير آنچه كه در مورد اولياء ميت وارد شده كه براى نماز بايد از ولىّ ميت اجازه گرفت و بدون آن عمل صحيح نيست ، اما اگر ولى اجازه ندهد شرطيت اذن او ساقط است . نتيجه و خاصيت اين استجازه و ولايت ( على القول به شرطيت آن ) در دو جا ظاهر مىشود : اول جايى كه ولىّ دختر تشخيص دهد زوج ، كفويت عرفيه و يا مثلًا