تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4048

مساهمون:

ص٤٠٤٨

5 / 3 / 1381 يكشنبه درس شمارهء ( 435 ) كتاب النكاح / سال چهارم

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ

خلاصهء درس قبل و اين جلسه :

بحث در دلالت آيه شريفه
« فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْواجَهُنَّ إِذا تَراضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ »
« 1 » بر سقوط اذن ولى در صورت عضل ( منع از تزويج به كفو ) بود . در جلسه گذشته عرض كرديم ظاهراً قبل از جواهر كسى به اين آيه استدلال نكرده است . ليكن با مراجعه معلوم شد كه مرحوم علامه نيز در تذكره به همين آيه تمسك نموده است . همچنين استدلال به آيه شريفه را نظر به اينكه محتمل بلكه ظاهر خطاب آيه به شوهرهاى سابق است - نه اولياء عقد - ناتمام دانستيم . در اين جلسه ، نخست اشكال مرحوم آقاى حكيم در مورد استدلال به آيه شريفه را وارد خواهيم دانست سپس به بررسى معنا و مفهوم عضل پرداخته ، وجوه و اقوال مطرح شده در اين زمينه را يادآور مىگرديم ، آنگاه با طرح مسأله جديد - ميزان بكر و ثيبوبت - به بررسى آن مىپردازيم . * * *

الف ) پىگيرى بررسى استدلال به آيه شريفه :

1 ) اشكال مرحوم آقاى حكيم :

ايشان علاوه بر شبهه سابق مىفرمايند : مع أنّه لو كان للاولياء لا يدلّ على سقوط الولاية ، لأنّ تحريم العضل لا يدلّ على ذلك . « 2 »
هامش
( 1 ) در قرآن تعضلوهن به ضم است ، ولى در تبيان با كسر ضبط نموده و در قاموس نيز عضل را مثلث ( از باب نصر و علم و ضرب ) دانسته است . ( 2 ) مستمسك ، ج 14 ، ص 449 .
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4048 | السيد موسى الشبيري الزنجاني / مؤسسه پژوهشی رای‌ پرداز