ازدواج با كفو شرعى هم حق ولايت وى ساقط گردد ، و دختر بتواند بدون استجازه از پدر ازدواج كند ، عبارت فوق اين توهم را دفع مىكند ، البته اين توهم هم توهّم فاسدى است و بطلان آن آشكار است ، ولى بيان آن ، همانند معناى قبلى نيست كه هيچ فايدهاى در آن به نظر نمىآيد .
اين تفسير ، معناى ظاهرى عبارت مصنف است ولى مرحوم آقاى خويى تفسير ديگرى براى عبارت مصنّف ارائه دادهاند .
4 ) نظر آيت الله خويى رحمه الله درباره عبارت متن :
ولى آقاى خوئى مىفرمايند : مراد از كفو شرعى و غير كفو شرعى ، مسلمان و غير مسلمان نيست چون عقد با غير مسلمان ذاتاً باطل است ، و ارتباطى به ولىّ ندارد ، بلكه مقصود اين است كه عقدى كه شارع مكروه مىداند مثلًا مىگويد : با متجاهر به فسق يا شارب الخمر كه سنخيت ندارى ، ازدواج نكن ، با تارك الصلاة ازدواج نكن ، اگر پدرى از ازدواج با چنين شخصى مانع شد ، بر فرض ثبوت ولايت براى پدر ، از ولايت ساقط نمىشود .
اين تفسير ، هر چند از جهت معنوى مناسبتر است ، ولى تفسير اوّل با لفظ مصنف سازگارتر است .
5 ) ادامه توضيح كلام مصنف
حال اگر دختر بخواهد با شخصى ازدواج كند كه از جهت شرعى ( به هر دو معناى بالا ) كفو وى مىباشد ، ولى از نظر عرفى كفو نيست مثلًا دختر شريف بخواهد با پسر وضيع ازدواج كند ، در اينجا نيز اگر ولايتى براى پدر قائل باشيم ، بخواهد مانع چنين ازدواجى شود ، ولايتش ساقط نيست .
همينطور اگر دو نفر كفو او باشند و پدر ازدواج با يكى را اجازه ندهد و ازدواج با ديگرى را بلا مانع اعلام كند ، بازهم ولايتش ساقط نيست و اذن او معتبر است .
ظاهر عبارت سيد - آنطور كه من مىفهمم - اين است كه كفو ديگر هم اكنون