فى تزويجه غضاضة و عار عليهم و ان كان كفواً شرعياً ، و كذا منعها من التزويج بكفو معين مع وجود كفو آخر و كذا يسقط اعتبار اذنه اذا كان غائباً لا يمكن الاستئذان منه مع حاجتها الى التزويج »
2 ) توضيح عبارت :
اگر ولى مانع شود كه با كفو خودش ازدواج كند ، اشتراط اذن او احتياطاً - كه نظر سيد است - يا فتوىً - كه نظر ماست - ساقط مىشود . البته مانع شدن مطلق مورد نظر نيست ، بلكه در صورتى كه مانع شود تا با كفو خودش ازدواج كند . حال اگر در غير كفو شرعى مانع ازدواج شود ، در اين صورت ولايتش ساقط نيست .
3 ) تفسير « كفو شرعى » :
مراد از اين عبارت چيست ؟ در نگاه نخست ، مراد از كفو شرعى ، مسلمان و مؤمن به نظر مىآيد ، در روايات مىخوانيم : المؤمن كفو للمؤمنة و المسلم كفو للمسلمة « 1 » ، يا المؤمنون بعضهم اكفاء بعض « 2 » بنابراين اگر بخواهد با غير كفو شرعى يعنى با كافر ازدواج كند پدر مىتواند او را مانع گردد ، و منع او ، « عَضْل » به حساب نمىآيد ، در اينجا اگر همان مورد ازدواج با كافر را در نظر بگيريم و بگوييم كه منع پدر ، در آن مورد منشأ اثر نيست ، مطلب بىفائده و لغوى خواهد بود ، چون چه پدر منع كند يا نكند ازدواج با كافر صحيح نيست و منع پدر تأثيرى در بطلان آن ندارد و هيچ گونه احتمال تأثيرى هم براى منع پدر نيست تا اين عبارت ، در صدد دفع آن باشد ، لذا مىتوان عبارت را اين گونه معنا كرد كه اگر پدر ، دختر خود را از ازدواج با غير كفو شرعى منع كند ، ممكن است توهم شود كه همين منع سبب مىگردد كه در
هامش
( 1 ) جامع الاحاديث 25 : 112 / در ضمن ح 36638 ، باب 18 ، از ابواب التزويج ح 1 ، وسائل 20 : 68 / آخر ح 25055 ، باب 25 از ابواب مقدمات النكاح ، ح 1 .
( 2 ) جامع الاحاديث 25 : 115 / 36641 ، همان باب ، ح 4 ، ص 58 / 36480 ، باب 3 از ابواب التزويج ، ح 1 ، وسائل 20 : 74 / 25069 ، باب 27 ، از ابواب مقدمات النكاح ، ح 8 ، ص 61 / 25037 ، باب 23 از همان ابواب ، ح 2 .