تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4036

مساهمون:

ص٤٠٣٦
- صحيحه محمد بن مسلم « 1 » قال سألته عن الجارية يتمتع منها الرجل قال : نعم الا ان تكون صبية تخدع قلت اصلحك الله ، كم الحدّ الّذى اذا بلغته لم تخدع قال بنت عشر سنين « 2 » اين دو روايت نيز در مقام بيان اصل جواز نكاح متعه با باكره مىباشد و به الغاء شرايط عامه نكاح ناظر نيست .

6 ) توضيح كلى درباره روايات و جمع‌بندى بحث

هيچ يك از روايات گذشته قادر به اثبات استقلال دختر باكره در عقد موقت و نفى استقلال پدر نيست ، و بر فرض كه رواياتى كه عقد موقت با جاريه باكره را تجويز كرده نسبت به مسأله ولايت نداشتن پدر مطلق بدانيم ، به هر حال اين مطلقات صلاحيت معارضه با ادله مقيده كه به صراحت اذن پدر را معتبر دانسته ندارند ، تنها روايتى كه بالصراحة از تمتع با باكره بدون اجازه پدر سخن گفته معتبره ابو سعيد قماط بود كه به نظر ما - لا اقل - محتمل است كه مراد از تمتّع ، بهره‌گيرى جنسى ( و نه عقد موقت ) باشد . نتيجه بحث اين است كه در عقد موقت هم ، همچون عقد دائم پدر استقلال رأى دارد و دختر مستقل نيست . « * و السلام * »
هامش
( 1 ) ( توضيح بيشتر ) صحت سند روايت بر طبق نقل فقيه است ، درباره اين سند بحثهاى وجود دارد كه مجال طرح آن در اينجا نيست . ( 2 ) جامع الاحاديث 26 : 76 / 3841 ، همان باب ، ح 38410 ، وسائل 21 : 36 / 26464 ، همان باب ، ح 4 ( توضيح بيشتر ) على القاعده مراد دخول در ده سالگى است ، تا با روايات بلوغ دختر در نه سالگى در تعارض نباشد .