شامل مىگردد : عن احمد بن محمد بن ابى نصر قال سألت الرضا عليه السلام [ أ ] يتمتع بالامة باذن اهلها قال : نعم ، ان الله تعالى يقول :
فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ
.
استدلال به آيه فوق براى حكم متعه نشان از ظهور
( فَانْكِحُوهُنَّ )
در معناى اعم دارد و اين امر اجمال اين گونه آيات يا انصراف نكاح را به نكاح دائم ردّ مىكند .
بنابراين براى اثبات استقلال انحصارى پدر ( و جد ) در تزويج متعه دختر باكره مىتوان به همان روايات گذشته استناد كرد ، به هر حال ما با مراجعه به روايات مخصوص به متعه به همين نتيجه دست يافتيم ، بنابراين اجمال ادله نكاح يا انصراف آنها به نكاح دائم يا ظهور آنها در معناى اعم در بحث ما نتيجه جديدى ايجاد نمىكند .
3 ) بررسى روايات باب متعه ( طرح بحث ) :
پس از بررسى روايات باب متعه ، تنها رواياتى كه اذن پدر را در مورد باكره معتبر دانسته و ولايت را به طور مستقل براى پدر ثابت كرده قابل استناد بوده و از جهت سند و متن بىاشكال مىباشد ، اما رواياتى كه بر استقلال دختر و عدم اعتبار اذن پدر به آنها تمسك شده است . همگى از جهت دلالت ناتمام بوده و بسيارى از آنها از جهت سند نيز قابل اعتماد نيستند .
ما در اينجا نخست روايات معتبرى را كه دلالت بر استقلال پدر يا اعتبار اذن پدر نموده ذكر كرده ، آنگاه رواياتى را كه مورد تمسك قول مقابل است مطرح مىنماييم .
4 ) روايات داله بر استقلال پدر در عقد انقطاعى باكره ، و نفى استقلال دختر :
1 ) معتبرهء ابن ابى يعفور : « فضالة بن ايّوب عن العلاء عن عبد الله ابن ابى يعفور قال قلت لأبى عبد الله عليه السلام يتزوج الرّجل بالجارية متعةً فقال : نعم الّا ان يكون لها اب و الجارية يستأمرها كل أحد الّا ابوها » « 1 »
هامش
( 1 ) جامع الاحاديث 26 : 75 / 38401 ، باب 7 ، از ابواب المتعة ، ح 8 .