مثال زدهاند . « 1 »
5 ) نظر استاد مدّ ظله :
اولًا : استعمال ابرام در ابرام شأنى منحصر به اين دو موردى كه ايشان مطرح كردهاند نبوده ، موارد زيادى از اين نوع استعمالات كه نقض در موردى به كار رفته كه صحّت فعليه حاصل نشده ، در ابواب مختلف به چشم مىخورد ، لذا به نظر ما ظهور عرفى و روايى نقض اعم از نقض امر صحيح فعلى و صحيح شأنى است ، از شيوع استعمال نقض در روايات و عرف در مواردى كه صحت شأنيه دارد منشأ اين استظهار مىشود كه ظاهر نقض اعم از نقض امرى است كه صحت فعليه داشته باشد يا شأنيه ، وقتى مىگويند نماز يا روزه را نقض نكن شامل شكستن در اثناء نماز و روزه هم مىشود .
به عنوان مثال ، صلاة يا صوم كه صحّت فعلى آن منوط به اين است كه همهء اجزاء آن آورده شود ، در موارد متعدد ، پيش از تكميل اجزاء ، نقض در مورد آنها به كار رفته است . نواقض صلاة و نواقض صوم مكرراً در روايات آمده است . كما اينكه قوانينى كه هنوز جنبه قانونى پيدا نكرده ، در عرف مورد نقض و ابرام قرار مىگيرد .
ثانياً : اين تقريب ايشان مبتنى بر اين است كه اجماع را مانع از طرح و احداث قول جديد بدانيم . ليكن مرحوم شهيد ثانى اين مطلب را نپذيرفته و مىفرمايند :
احداث قول جديد در مسألهاى كه اين همه اختلاف اقوال در آن وجود دارد ، هيچ اشكالى ندارد . « 2 »
مرحوم آقاى حكيم نيز آن را نپذيرفتهاند . « 3 »
ما نيز مانعيت اجماع از احداث وجه يا قول جديد را مشكل مىدانيم . و همانطور كه مكرّر عرض كردهايم و مرحوم آقاى شريعت نيز فرمودهاند : اقوال مختلفى كه
هامش
( 1 ) مبانى ، ج 2 ، ص 265 .
( 2 ) مسالك .
( 3 ) مستمسك ، ج 14 ، ص 447 .