پدر نسبت به او و آن پسر نافذ است و نفوذ آن را به اجازه و رد آنها متوقف نمىكنند .
راوى در صدر روايت حكم تزويج « ولى » را پرسيده و حضرت تزويج ولى را موقوف به اجازه دختر و پسر دانستهاند سپس سائل از تزويج پدر سؤال مىكند .
معلوم مىشود سؤال و جواب قبلى در مورد غير پدر بوده لذا در سؤالى جديد از تزويج پدر سؤال مىكند و حضرت نفوذ تزويج او را متوقف بر اجازهء زوجين ندانستهاند نتيجه آن كه : مراد از « ولى » در صدر روايت غير اب بوده است و اين استعمال حمل « ولى » را به غير پدر در رواياتى كه استيذان از بكر را بر او لازم مىداند و يا ازدواج او را بدون اذن ولى جايز مىشمرد وجيه مىسازد .
به بيانى ديگر : « ولى » يعنى سرپرست ، كسى كه امور طفل را عهده دار است و سرپرست مسائل مربوط به اوست . راوى كه مىپرسد « عن غلام و جارية زوّجهما وليان لهما و هما غير مدركين » آيا اين عقد صحيح است ؟ در اين سؤال استفاده مىشود كه در ذهنيت سائل تنها جهتى كه اقتضاء مىكرده عقد صحيح باشد اين بوده كه اين شخص سرپرستى طفل را بر عهده دارد ، در واقع مىپرسد آيا ملازمهء سرپرستى طفل نفوذ تزويج اوست ؟ معلوم مىشود كه تنها جهتى كه در متولى نكاح وجود داشته ، سرپرستى طفل بوده و اگر شخصى كه عقد خوانده پدر طفل باشد يعنى علاوه بر جنبهء سرپرستى ، عنوان پدر بودن را هم داشته باشد از آنجا كه احتمال آن داده مىشود كه نفس پدر بودن ، براى او ولايت در نكاح بياورد ، حتماً سائل جهت « ابوت » را در سؤال درج مىكرد و مىپرسيد « عن غلام و جارية زوّجهما ابواهما » ، خلاصه از اين كه سائل در سؤال از صحت نكاح ، فقط جنبهء سرپرستى را درج كرده معلوم مىشود متولّى عقد چه علاوه بر سرپرستى طفل - حيثيّت ديگرى كه احتمال مدخليّت آن در ولايت در نكاح باشد ، ندارد و لذا حضرت در پاسخ حكم تزويج غير پدر را بيان فرمودهاند و راوى هم در سؤالى جداگانه حكم تزويج پدر را مىپرسد . همين نكته را در مورد روايات استقلال باكره مىتوان بيان كرد مثلًا در
كتاب النكاح ( فارسى ) — صفحة 4006
مساهمون: السيد موسى الشبيري الزنجاني
ص٤٠٠٦